پرش کنید
Nirecol
کار و تحصیل
جعبه ابزار تمرین

کار و تحصیل

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

38کلمات

A2

کار و تحصیل

38 کلمات
le travailاسم مذکر (nm)

کار / شغل

Je commence le travail à neuf heures.
ساعت نه کارم را شروع می کنم.
le métierاسم مذکر (nm)

حرفه / تجارت

Quel est votre métier ?
حرفه شما چیست؟
l'emploiاسم مذکر (nm)

اشتغال / شغل

Elle cherche un emploi à mi-temps.
او به دنبال کار پاره وقت است.
le posteاسم مذکر (nm)

موقعیت / پست

Ce poste demande de l'expérience.
این موقعیت نیاز به تجربه دارد.
l'entrepriseاسم مؤنث (nf)

شرکت

L'entreprise embauche dix personnes.
این شرکت ده نفر را استخدام می کند.
le bureauاسم مذکر (nm)

دفتر / میز

Je travaille au bureau trois jours par semaine.
من سه روز در هفته در دفتر کار می کنم.
la réunionاسم مؤنث (nf)

جلسه

La réunion commence à dix heures.
جلسه ساعت ده شروع می شود.
le collègue / la collègueاسم مذکر (nm)

همکار

Mes collègues sont très sympas.
همکاران من خیلی خوب هستند.
le chef / la cheffeاسم مذکر (nm)

رئیس

Mon chef est en déplacement cette semaine.
رئیس من این هفته در سفر است.
le client / la clienteاسم مذکر (nm)

مشتری / مشتری

Le client a toujours raison, dit-on.
می گویند همیشه حق با مشتری است.
le salaireاسم مذکر (nm)

حقوق و دستمزد

Le salaire est versé le 28 du mois.
حقوق در 28 ماه واریز می شود.
le contratاسم مذکر (nm)

قرارداد

Elle a signé un contrat à durée indéterminée.
او قرارداد دائمی امضا کرد.
l'entretienاسم مذکر (nm)

مصاحبه

J'ai un entretien d'embauche lundi.
من دوشنبه مصاحبه کاری دارم.
le CVاسم مذکر (nm)

رزومه / رزومه

Envoyez votre CV et une lettre de motivation.
رزومه و کاور لتر خود را ارسال کنید.
embaucherفعل

استخدام کردن

Ils embauchent des développeurs.
آنها توسعه دهندگان را استخدام می کنند.
démissionnerفعل

استعفا دهد

Il a démissionné le mois dernier.
او ماه گذشته استعفا داد.
le stageاسم مذکر (nm)

کارآموزی

Elle fait un stage de six mois.
او در حال گذراندن دوره کارآموزی شش ماهه است.
le congéاسم مذکر (nm)

مرخصی / روز مرخصی

Je prends trois jours de congé.
من سه روز مرخصی دارم
la pauseاسم مؤنث (nf)

شکستن

On fait une pause café ?
بریم یه قهوه استراحت کنیم؟
le télétravailاسم مذکر (nm)

کار از راه دور

Le télétravail est possible deux jours par semaine.
کار از راه دور دو روز در هفته امکان پذیر است.
l'ordinateurاسم مذکر (nm)

کامپیوتر

Mon ordinateur est en panne.
کامپیوترم خراب شده
le courriel / le mailاسم مذکر (nm)

ایمیل

Je vous envoie le document par mail.
من سند را از طریق ایمیل برای شما ارسال می کنم.
le dossierاسم مذکر (nm)

فایل / پوشه

Le dossier est complet.
فایل کامل است.
le projetاسم مذکر (nm)

پروژه / طرح

Le projet doit être livré vendredi.
پروژه باید روز جمعه تحویل داده شود.
la formationاسم مؤنث (nf)

آموزش

Je suis une formation en ligne.
من در حال گذراندن دوره آنلاین هستم.
l'étudiant / l'étudianteاسم مذکر (nm)

دانشجو

Les étudiants préparent leurs examens.
دانش آموزان برای امتحانات خود آماده می شوند.
l'universitéاسم مؤنث (nf)

دانشگاه

Elle étudie le droit à l'université.
او در دانشگاه حقوق می خواند.
le coursاسم مذکر (nm)

کلاس / دوره

Le cours de français est le mardi soir.
کلاس فرانسه سه شنبه عصر است.
l'examenاسم مذکر (nm)

امتحان

Il a réussi son examen de DELF.
او امتحان DELF خود را گذراند.
réussirفعل

موفق شدن / پاس کردن

Elle a réussi son permis de conduire.
او امتحان رانندگی خود را قبول کرد.
échouerفعل

شکست خوردن

Il a échoué de peu à l'examen.
او به سختی در امتحان مردود شد.
apprendreفعل

برای یادگیری

J'apprends le français depuis six mois.
من شش ماه است که در حال یادگیری زبان فرانسه هستم.
enseignerفعل

برای تدریس

Elle enseigne les mathématiques.
او ریاضیات تدریس می کند.
étudierفعل

برای مطالعه

Il étudie l'informatique.
او در رشته کامپیوتر تحصیل می کند.
le devoirاسم مذکر (nm)

تکلیف / وظیفه

Les devoirs sont à rendre lundi.
موعد تکالیف دوشنبه است.
la noteاسم مؤنث (nf)

درجه / یادداشت / صورت حساب

Elle a eu une très bonne note.
نمره خیلی خوبی گرفت
le diplômeاسم مذکر (nm)

دیپلم / مدرک

Il a un diplôme d'ingénieur.
او دارای مدرک مهندسی است.
la carrièreاسم مؤنث (nf)

حرفه

Elle a fait carrière dans la mode.
او حرفه خود را در مد انجام داد.

منابع