کتابخانه واژگان
بستههای کلمهای مضمون با جنسیت، مثالها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمونها تمرین کنید.
A0
واژههای ضروری و ادب
سلام / روز بخیر
Bonjour, comment allez-vous ?سلام حالتون چطوره؟
عصر بخیر
Bonsoir, madame Dupont.عصر بخیر خانم دوپون
سلام / خداحافظ (غیررسمی)
Salut Paul, ça va ?سلام پل، خوبی؟
خداحافظ
Au revoir et bonne journée !خداحافظ و روز خوبی داشته باشید!
به زودی می بینمت
Merci pour tout, à bientôt !برای همه چیز متشکرم، به زودی می بینمت!
فردا میبینمت
Je pars, à demain !من می روم، فردا می بینمت!
متشکرم
Merci beaucoup pour votre aide.از کمک شما بسیار سپاسگزارم.
شما خوش آمدید
— Merci ! — De rien.- ممنون - خوش اومدی
شما خوش آمدید (رسمی)
— Merci, monsieur. — Je vous en prie.- ممنون آقا. - خوش اومدی
لطفا (رسمی)
Un café, s'il vous plaît.یه قهوه لطفا
لطفا (غیررسمی)
Passe-moi le sel, s'il te plaît.لطفا نمک را به من بدهید
متاسفم / ببخشید
Pardon, je suis en retard.ببخشید دیر اومدم
ببخشید (رسمی)
Excusez-moi, où est la gare ?ببخشید ایستگاه کجاست؟
متاسفم
Je suis désolé pour le retard.بابت تاخیر متاسفم.
بله
Oui, bien sûr.بله، البته.
نه
Non, merci.نه ممنون
شاید
Peut-être demain, je ne sais pas.شاید فردا، نمی دانم.
خوب / موافق
D'accord, on se voit à midi.باشه ظهر همدیگه رو میبینیم
البته
Bien sûr, avec plaisir !البته با کمال میل!
اینجاست / آنجا می روی
Voilà votre monnaie.اینجا تغییر شماست.
خوش آمدید
Bienvenue en France !به فرانسه خوش آمدید!
روز خوبی داشته باشید
Au revoir, bonne journée !خداحافظ، روز خوبی داشته باشید!
شب بخیر
Bonne nuit, dors bien.شب بخیر خوب بخواب
از غذای خود لذت ببرید
Le dîner est servi, bon appétit !شام سرو می شود، از غذایتان لذت ببرید!
به سلامتی
On lève nos verres : santé !عینکمان را بالا می بریم: به سلامتی!
تبریک می گویم
Félicitations pour ton nouveau travail !شغل جدید شما را تبریک می گویم!
مراقب / مراقب
Attention, la route est glissante.مراقب باشید، جاده لغزنده است.
چطوری / من خوبم
— Ça va ? — Ça va bien, merci.- چطوری؟ - من خوبم، ممنون.
چگونه
Comment tu t'appelles ?نام شما چیست؟
چرا
Pourquoi tu apprends le français ?چرا زبان فرانسه یاد می گیرید؟
چون
J'apprends le français parce que j'habite à Paris.من در حال یادگیری زبان فرانسه هستم زیرا در پاریس زندگی می کنم.
کجا
Où sont les toilettes ?توالت ها کجا هستند؟
چه زمانی
Quand est-ce que tu arrives ?کی میرسی؟
سازمان بهداشت جهانی
Qui est cette personne ?آن شخص کیست؟
چی
C'est quoi, ça ?اون چیه؟
چقدر / چند
Ça coûte combien ?چقدر هزینه دارد؟
آقا / آقای
Bonjour, monsieur Martin.سلام آقای مارتین
خانم / خانم
Merci, madame.ممنون خانم
من نمی فهمم
Pardon, je ne comprends pas. Vous pouvez répéter ?ببخشید من متوجه نمیشم. میشه تکرار کنی
من نمی دانم
— Où est Paul ? — Je ne sais pas.- پل کجاست؟ - من نمی دانم.
A0
زمان، روزها و تاریخها
دوشنبه
Le cours commence lundi.کلاس از دوشنبه شروع می شود.
سه شنبه
Mardi, je travaille tard.سه شنبه تا دیر وقت کار می کنم.
چهارشنبه
Mercredi, les enfants ne vont pas à l'école.چهارشنبه بچه ها به مدرسه نمی روند.
پنج شنبه
On a une réunion jeudi matin.پنج شنبه صبح جلسه داریم.
جمعه
Vendredi soir, on va au cinéma.عصر جمعه میریم سینما.
شنبه
Samedi, je fais le marché.شنبه خرید بازار را انجام می دهم.
یکشنبه
Le dimanche, tout est fermé.یکشنبه ها همه چیز تعطیل است.
روز
Quel jour sommes-nous ?چه روزی است؟
هفته
Je fais du sport trois fois par semaine.هفته ای سه بار ورزش می کنم.
آخر هفته
Bon week-end à tous !آخر هفته خوبی داشته باشید، همه!
ماه
Le loyer est de 800 euros par mois.اجاره ماهیانه 800 یورو است.
سال
Bonne année !سال نو مبارک!
ژانویه
En janvier, il fait très froid.در ژانویه هوا بسیار سرد است.
فوریه
Son anniversaire est en février.تولد او در ماه فوریه است.
مارس
Le printemps commence en mars.بهار در ماه مارس آغاز می شود.
آوریل
En avril, ne te découvre pas d'un fil.در آوریل یک لایه نریزید (ضرب المثل فرانسوی).
می
Il y a beaucoup de jours fériés en mai.تعطیلات رسمی زیادی در ماه مه وجود دارد.
ژوئن
Les examens ont lieu en juin.امتحانات در ماه ژوئن برگزار می شود.
جولای
Le 14 juillet est la fête nationale.14 جولای تعطیلات ملی است.
مرداد
En août, Paris est très calme.در ماه اوت، پاریس بسیار آرام است.
سپتامبر
La rentrée est en septembre.بازگشت به مدرسه در ماه سپتامبر است.
اکتبر
En octobre, les feuilles tombent.در ماه اکتبر برگها می ریزند.
نوامبر
Il pleut souvent en novembre.اغلب در ماه نوامبر باران می بارد.
دسامبر
Noël est le 25 décembre.کریسمس در 25 دسامبر است.
بهار
Au printemps, les fleurs poussent.در بهار گلها رشد می کنند.
تابستان
En été, on va à la plage.در تابستان به ساحل می رویم.
پاییز
En automne, il fait plus frais.در پاییز هوا خنک تر است.
زمستان
En hiver, la nuit tombe tôt.در زمستان، شب زود می آید.
امروز
Aujourd'hui, c'est mon premier jour de travail.امروز اولین روز کاری من است.
فردا
Demain, je me lève à six heures.فردا ساعت شش بیدار می شوم.
دیروز
Hier, j'ai visité le Louvre.دیروز از لوور دیدن کردم.
اکنون
On part maintenant ou on attend ?الان بریم یا صبر کنیم؟
اوایل
Je me couche tôt en semaine.روزهای هفته زود به رختخواب می روم.
دیر
Il rentre tard ce soir.او امشب دیر به خانه می آید.
همیشه
Elle arrive toujours à l'heure.او همیشه به موقع می رسد.
اغلب
Nous mangeons souvent ensemble.ما اغلب با هم غذا می خوریم.
گاهی اوقات
Parfois, je travaille de la maison.گاهی اوقات از خانه کار می کنم.
هرگز
Je ne bois jamais de café le soir.من هرگز عصرها قهوه نمی نوشم.
ساعت / زمان
Quelle heure est-il ?ساعت چند است؟
دقیقه
Le train part dans cinq minutes.قطار پنج دقیقه دیگر حرکت می کند.
ظهر
On déjeune à midi.ظهر ناهار می خوریم.
نیمه شب
Le bus s'arrête à minuit.اتوبوس نیمه شب می ایستد.
صبح
Le matin, je prends un thé.صبح چایی میخورم
بعد از ظهر
L'après-midi, il y a moins de monde.بعد از ظهر افراد کمتری هستند.
عصر
Le soir, on regarde un film.عصر یک فیلم تماشا می کنیم.
شب
La nuit, la ville est silencieuse.در شب شهر ساکت است.
دیر (نه به موقع)
Le train est en retard de dix minutes.قطار ده دقیقه تاخیر دارد.
به موقع
Essayez d'arriver à l'heure.سعی کنید به موقع برسید.
A0
افراد و خانواده
مرد
Cet homme est très grand.اون مرد خیلی بلنده
زن / همسر
Une femme attend devant la porte.زنی پشت در منتظر است.
کودک
Les enfants jouent dans le parc.بچه ها در پارک بازی می کنند.
عزیزم
Le bébé dort enfin.بچه بالاخره خوابه
دختر / دختر
Leur fille a huit ans.دخترشان هشت ساله است.
پسر
Un petit garçon court dans la rue.پسر بچه ای در خیابان می دود.
پسر
Son fils étudie à Lyon.پسرش در لیون تحصیل می کند.
مادر
Ma mère habite en Inde.مادرم در هند زندگی می کند.
پدر
Mon père cuisine très bien.پدرم خیلی خوب آشپزی می کند.
پدر و مادر
Mes parents arrivent samedi.پدر و مادرم شنبه می آیند.
خواهر
J'ai une sœur et un frère.من یک خواهر و یک برادر دارم.
برادر
Mon frère est plus jeune que moi.برادرم از من کوچکتر است.
مادربزرگ
Ma grand-mère fait des crêpes délicieuses.مادربزرگ من کرپ های خوشمزه درست می کند.
پدربزرگ
Mon grand-père raconte de belles histoires.پدربزرگم داستان های قشنگی تعریف می کند.
عمو
Mon oncle vit à Marseille.دایی من در مارسی زندگی می کند.
عمه
Ma tante vient dîner ce soir.خاله من امشب برای شام می آید.
پسر عمو
Mes cousins habitent au Canada.پسر عموهای من در کانادا زندگی می کنند.
شوهر
Son mari travaille à l'hôpital.شوهرش در بیمارستان کار می کند.
همسایه
Nos voisins sont très sympathiques.همسایه های ما بسیار صمیمی هستند.
دوست
C'est mon meilleur ami.او بهترین دوست من است.
دوست / دوست پسر / دوست دختر
Elle sort avec ses copines ce soir.او امشب با دوستانش بیرون می رود.
مردم
Il y a beaucoup de gens dans le métro.افراد زیادی در مترو حضور دارند.
شخص
Cette personne parle trois langues.این شخص به سه زبان صحبت می کند.
نام / نام خانوادگی
Quel est votre nom de famille ?نام خانوادگی شما چیست؟
نام کوچک
Mon prénom est Nirmal.اسم کوچک من نیرمال است.
سن
Quel âge avez-vous ?چند سالته؟
جوان
Elle est encore très jeune.او هنوز خیلی جوان است.
قدیمی
Un vieux monsieur nourrit les pigeons.پیرمردی به کبوترها غذا می دهد.
متاهل
Ils sont mariés depuis dix ans.ده سال است که ازدواج کرده اند.
مجرد
Il est célibataire et vit seul.او مجرد است و تنها زندگی می کند.
قرار ملاقات / تاریخ
J'ai rendez-vous chez le médecin à quinze heures.ساعت 3 بعدازظهر وقت دکتر دارم.
خانواده
Toute la famille se réunit à Noël.تمام خانواده در کریسمس دور هم جمع می شوند.
A1
غذا و نوشیدنی
نان
J'achète le pain à la boulangerie.من از نانوایی نان می خرم.
باگت
Une baguette bien cuite, s'il vous plaît.لطفا یک باگت خوب پخته شده
کروسانت
Je prends un croissant au beurre.من یک کروسانت کره خواهم داشت.
پنیر
La France a plus de mille fromages.فرانسه بیش از هزار پنیر دارد.
شیر
Il reste du lait dans le frigo ?آیا شیری در یخچال باقی مانده است؟
کره
Du pain avec du beurre et de la confiture.نان با کره و مربا.
تخم مرغ
Je voudrais six œufs, s'il vous plaît.من شش تخم مرغ می خواهم، لطفا.
گوشت
Elle ne mange pas de viande.او گوشت نمی خورد.
مرغ
Ce soir, on mange du poulet au riz.امشب مرغ با برنج میخوریم.
ماهی
Le poisson est très frais au marché.ماهی در بازار بسیار تازه است.
برنج
Le riz basmati sent très bon.برنج باسماتی بوی بسیار خوبی دارد.
پاستا
Les enfants adorent les pâtes.بچه ها ماکارونی را دوست دارند.
سوپ
Une soupe chaude, parfaite en hiver.یک سوپ داغ، مناسب در زمستان.
سالاد / کاهو
Je prends une salade en entrée.من یک سالاد به عنوان پیش غذا خواهم داشت.
سبزی
Mangez cinq fruits et légumes par jour.روزی پنج میوه و سبزی بخورید.
سیب زمینی
Des pommes de terre rôties au four.سیب زمینی سرخ شده در فر.
گوجه فرنگی
Une salade de tomates avec du basilic.سالاد گوجه فرنگی با ریحان.
هویج
Les carottes râpées sont une entrée classique.هویج رنده شده یک پیش غذای کلاسیک است.
پیاز
La soupe à l'oignon est une spécialité française.سوپ پیاز یک غذای فرانسوی است.
سیر
Ajoutez une gousse d'ail.یک حبه سیر اضافه کنید.
میوه
Je prends un fruit comme dessert.یک تکه میوه برای دسر دارم.
سیب
Une tarte aux pommes maison.تارت سیب خانگی.
موز
Il mange une banane avant le sport.او قبل از ورزش یک موز می خورد.
نارنجی
Un jus d'orange pressée, s'il vous plaît.لطفا یک آب پرتقال تازه فشرده.
توت فرنگی
Les fraises arrivent au printemps.توت فرنگی در بهار می رسد.
لیمو
Un peu de citron dans le thé ?کمی لیمو در چای شما؟
شکر
Sans sucre pour moi, merci.شکر برای من نیست، ممنون
نمک
Il manque un peu de sel.به کمی نمک نیاز دارد.
فلفل
Sel et poivre sont sur la table.نمک و فلفل روی میز است.
روغن
Une cuillère d'huile d'olive.یک قاشق روغن زیتون.
آب
Une carafe d'eau, s'il vous plaît.یک کوزه آب لطفا
قهوه
Je bois deux cafés par jour.روزی دو تا قهوه میخورم
چای
Un thé vert sans sucre.یک چای سبز بدون شکر.
آبمیوه
Un jus de pomme pour le petit.یک آب سیب برای کوچولو.
شراب
Un verre de vin rouge avec le fromage.یک لیوان شراب قرمز با پنیر.
آبجو
Une bière pression, s'il vous plaît.یک آبجو آبجو، لطفا.
کیک
Elle prépare un gâteau au chocolat.او در حال درست کردن یک کیک شکلاتی است.
شکلات
Un chocolat chaud en hiver, quel bonheur !یک شکلات داغ در زمستان، چه لذتی!
بستنی
Deux boules de glace à la vanille.دو پیمانه بستنی وانیلی.
صبحانه
Le petit-déjeuner est servi de 7 h à 10 h.صبحانه از ساعت 7 تا 10 صبح سرو می شود.
ناهار
On se retrouve pour le déjeuner ?برای ناهار همدیگر را ببینیم؟
شام
Le dîner est prêt à vingt heures.شام ساعت 8 شب آماده است.
میان وعده بعد از ظهر
Les enfants prennent leur goûter à seize heures.بچه ها ساعت 4 بعد از ظهر میان وعده خود را می خورند.
خوشمزه
Ce plat est vraiment délicieux !این غذا واقعا خوشمزه است!
تازه / خنک
Des légumes frais du marché.سبزیجات تازه از بازار.
گرسنه بودن
J'ai très faim, on mange ?من خیلی گرسنه ام، بخوریم؟
تشنه بودن
Tu as soif ? Il y a de l'eau fraîche.تشنه هستی؟ آب سرد هست
A1
کافه و رستوران
رستوران
Ce restaurant est complet ce soir.این رستوران امشب پر است.
menu (à la carte)
La carte, s'il vous plaît.منو لطفا
منوی تنظیم
Le menu du jour est à quinze euros.منوی تنظیم شده روز پانزده یورو است.
شروع کننده
En entrée, je prends la soupe.به عنوان پیش غذا، سوپ را می خورم.
ظرف / غذای اصلی
Quel est le plat du jour ?غذای روز چیست؟
دسر
Comme dessert, une crème brûlée.برای دسر، یک کرم بروله.
پیشخدمت / پیشخدمت
Le serveur apporte les boissons.گارسون نوشیدنی ها را می آورد.
صورت حساب
L'addition, s'il vous plaît !صورت حساب، لطفا!
نکته
Le service est compris, le pourboire est libre.خدمات گنجانده شده است. انعام اختیاری است
برای رزرو / رزرو
Je voudrais réserver une table pour deux.من می خواهم یک میز دو نفره رزرو کنم.
برای سفارش
Vous êtes prêts à commander ?آیا برای سفارش آماده هستید؟
من می خواهم
Je voudrais un café allongé.من یک قهوه طولانی می خواهم.
برای اینجا
Sur place ou à emporter ?برای اینجا یا برای برداشتن؟
برداشتن
Deux sandwichs à emporter, s'il vous plaît.لطفاً دو ساندویچ بردارید.
شیشه ای
Un verre de vin blanc.یک لیوان شراب سفید
بطری
Une bouteille d'eau gazeuse.یک بطری آب گازدار.
فنجان
Une tasse de thé bien chaude.یک فنجان چای داغ خوب
بشقاب
L'assiette de fromages est généreuse.بشقاب پنیر سخاوتمندانه است.
چنگال
Il manque une fourchette sur la table.یک چنگال روی میز گم شده است.
چاقو
Ce couteau ne coupe pas bien.این چاقو خوب بریده نمی شود.
قاشق
Une petite cuillère pour le café.یک قاشق چای خوری برای قهوه
دستمال / حوله
Voici votre serviette, monsieur.این دستمال شماست قربان.
گیاهخواری
Vous avez des plats végétariens ?آیا غذاهای گیاهی دارید؟
تراس / نشستن در فضای باز
On s'installe en terrasse ?بیرون بشینیم؟
نانوایی
La boulangerie ouvre à sept heures.ساعت هفت نانوایی باز می شود.
شیرینی فروشی / قنادی
Cette pâtisserie fait des éclairs incroyables.این شیرینی فروشی اکلرهای باورنکردنی می سازد.
خوب انجام شده (آشپزی)
Le steak, bien cuit, s'il vous plaît.استیک خوب درست شده لطفا
متوسط (آشپزی)
Pour moi, la viande à point.برای من، محیط گوشت.
برای طعم دادن
Vous voulez goûter le vin ?آیا دوست دارید شراب را بچشید؟
خوشمزه بود
Merci, c'était délicieux !ممنون، خوشمزه بود!
A1
خانه و مسکن
خانه
Ils ont une maison avec un jardin.خانه ای با باغ دارند.
آپارتمان / آپارتمان
Je cherche un appartement à louer.دنبال یک آپارتمان برای اجاره هستم.
آپارتمان استودیویی
Un studio meublé près du métro.یک استودیو مبله نزدیک مترو.
اتاق
Un appartement de trois pièces.یک آپارتمان سه اتاقه.
اتاق خواب
La chambre donne sur la cour.اتاق خواب رو به حیاط است.
اتاق نشیمن
On regarde la télé dans le salon.ما در اتاق نشیمن تلویزیون تماشا می کنیم.
آشپزخانه / آشپزی
La cuisine est équipée.آشپزخانه کاملا مجهز است.
حمام
La salle de bains a une douche.حمام دارای دوش می باشد.
توالت
Les toilettes sont au fond du couloir.سرویس های بهداشتی در انتهای راهرو قرار دارند.
راهرو / راهرو
Le couloir est un peu sombre.راهرو کمی تاریک است.
پله ها
Prenez l'escalier, l'ascenseur est en panne.از پله ها بروید، آسانسور از کار افتاده است.
آسانسور / آسانسور
L'ascenseur monte au sixième étage.آسانسور تا طبقه ششم بالا می رود.
طبقه / طبقه
J'habite au troisième étage.من در طبقه سوم زندگی می کنم.
طبقه همکف
La boîte aux lettres est au rez-de-chaussée.صندوق پست در طبقه همکف است.
درب
Fermez la porte à clé en partant.هنگام خروج در را قفل کنید.
پنجره
Ouvre la fenêtre, il fait chaud.پنجره را باز کن، هوا گرم است.
کلید
J'ai perdu mes clés !من کلیدهایم را گم کرده ام!
تخت
Le lit est très confortable.تخت بسیار راحت است.
جدول
Mettez les assiettes sur la table.بشقاب ها را روی میز بگذارید.
صندلی
Il manque une chaise pour l'invité.یک صندلی برای مهمان کوتاه است.
مبل
Le chat dort sur le canapé.گربه روی مبل می خوابد.
کمد لباس
Range tes vêtements dans l'armoire.لباس هایتان را در کمد لباس بگذارید.
یخچال
Le frigo est presque vide.یخچال تقریبا خالی است.
فر
Le gâteau est dans le four.کیک در فر است.
ماشین لباسشویی
La machine à laver fait du bruit.ماشین لباسشویی پر سر و صدا است.
دوش گرفتن
Je prends une douche rapide.دارم سریع دوش میگیرم
آینه
Il y a un grand miroir dans l'entrée.یک آینه بزرگ در سالن وجود دارد.
لامپ
Allume la lampe du bureau.چراغ میز را روشن کنید.
اجاره
Le loyer est payable le premier du mois.پرداخت اجاره اول ماه می باشد.
مالک / صاحبخانه
Le propriétaire fait visiter l'appartement.صاحبخانه دارد آپارتمان را نشان می دهد.
مستاجر
Les locataires signent le bail.مستاجران قرارداد اجاره را امضا می کنند.
محله
Ce quartier est calme et bien desservi.این محله آرام و ارتباط خوبی دارد.
باغ
Les enfants jouent dans le jardin.بچه ها در باغ بازی می کنند.
بالکن
On prend le café sur le balcon.در بالکن قهوه می خوریم.
برای جابجایی خانه
Nous déménageons à Lyon en septembre.ما در سپتامبر به لیون نقل مکان می کنیم.
برای اجاره
Ils louent un studio au centre-ville.آنها یک استودیو در مرکز شهر اجاره می کنند.
مرتب کردن
Range ta chambre avant de sortir.قبل از بیرون رفتن اتاق خود را مرتب کنید.
تمیز کردن
Je nettoie la cuisine le samedi.من شنبه ها آشپزخانه را تمیز می کنم.
مبلمان
Les meubles sont inclus dans la location.مبلمان در اجاره گنجانده شده است.
در محل من
On dîne chez moi ce soir ?امشب در منزل من شام بخوریم؟
A1
شهر و مسیرها
شهر / شهرک
Paris est une très grande ville.پاریس شهر بسیار بزرگی است.
روستا
Un petit village de Provence.دهکده ای کوچک در پروونس.
خیابان
J'habite rue de la République.من در Rue de la République زندگی می کنم.
خیابان
L'avenue des Champs-Élysées est célèbre.خیابان شانزلیزه معروف است.
مربع / صندلی
Le marché est sur la place du village.بازار در میدان روستا است.
پل
Traversez le pont et tournez à gauche.از پل عبور کرده و به چپ بپیچید.
مرکز شهر
On se retrouve au centre-ville.در مرکز شهر ملاقات خواهیم کرد.
بانک
La banque ferme à dix-sept heures.بانک ساعت 5 بعد از ظهر بسته می شود.
اداره پست
Je vais à la poste envoyer un colis.برای ارسال بسته به اداره پست می روم.
تالار شهر
On se marie à la mairie.عروسی ها در تالار شهر برگزار می شود.
کتابخانه
La bibliothèque est ouverte jusqu'à vingt heures.کتابخانه تا ساعت 8 شب باز است.
موزه
Le musée est gratuit le premier dimanche du mois.موزه در اولین یکشنبه ماه رایگان است.
کلیسا
L'église date du douzième siècle.قدمت این کلیسا به قرن دوازدهم می رسد.
مدرسه
L'école commence à huit heures et demie.مدرسه ساعت هشت و نیم شروع می شود.
بیمارستان
L'hôpital est à dix minutes d'ici.بیمارستان ده دقیقه با اینجا فاصله دارد.
داروخانه
La pharmacie de garde est ouverte la nuit.داروخانه وظیفه در شب باز است.
فروشگاه
Les magasins ouvrent à dix heures.مغازه ها ساعت 10 صبح باز می شوند.
بازار
Le marché a lieu le samedi matin.این بازار در صبح شنبه برگزار می شود.
سوپرمارکت
Je fais les courses au supermarché.من خرید را از سوپرمارکت انجام می دهم.
پارک
On pique-nique au parc dimanche.ما یکشنبه در پارک پیک نیک می گیریم.
در / سمت چپ
La boulangerie est à gauche.نانوایی سمت چپ است.
در / سمت راست
Tournez à droite après le feu.بعد از چراغ راهنمایی به راست بپیچید.
مستقیم به جلو
Continuez tout droit jusqu'à la place.مستقیم تا میدان ادامه دهید.
نزدیک
J'habite près de la gare.من نزدیک ایستگاه زندگی میکنم
دور از
C'est loin du centre ?آیا از مرکز دور است؟
مقابل
La pharmacie est en face de la poste.داروخانه روبروی اداره پست است.
در کنار
Le café est à côté du cinéma.کافه در کنار سینما است.
بین
La boutique est entre la banque et le café.مغازه بین بانک و کافه است.
گوشه
Il y a un tabac au coin de la rue.گوشه خیابان یک دخانیات است.
چراغ راهنمایی
Arrêtez-vous au feu rouge.پشت چراغ قرمز توقف کن
عبور کردن
Traversez la rue au passage piéton.از خیابان در گذرگاه عابر پیاده عبور کنید.
چرخیدن
Tournez à gauche à la prochaine rue.در خیابان بعدی به چپ بپیچید.
برای ادامه دادن
Continuez sur cent mètres.صد متر ادامه دهید.
برای گم شدن
Je me suis perdu dans le vieux quartier.من در محله قدیمی گم شدم.
نقشه (یک شهر)
Vous avez un plan de la ville ?نقشه شهر دارید؟
A1
سفر و حملونقل
قطار
Le train pour Lyon part voie 7.قطار به لیون از سکوی 7 حرکت می کند.
ایستگاه قطار
Rendez-vous devant la gare à neuf heures.در ساعت نه روبروی ایستگاه ملاقات کنید.
مترو / مترو
Je prends le métro tous les jours.من هر روز سوار مترو می شوم.
اتوبوس
Le bus 38 passe toutes les dix minutes.اتوبوس 38 هر ده دقیقه یکبار حرکت می کند.
تراموا
Le tramway est très pratique à Bordeaux.تراموا در بوردو بسیار راحت است.
هواپیما
L'avion décolle à quatorze heures.هواپیما ساعت 2 بعد از ظهر بلند می شود.
فرودگاه
Le RER B va à l'aéroport.RER B به فرودگاه می رود.
ماشین
On y va en voiture ou en train ?با ماشین بریم یا با قطار؟
دوچرخه
Je vais au travail à vélo.من با دوچرخه به سر کار می روم.
با پای پیاده
C'est à dix minutes à pied.ده دقیقه پیاده راه است.
تاکسی
On prend un taxi pour l'aéroport.با تاکسی به فرودگاه می رویم.
بلیط (قطار، هواپیما)
Un billet aller-retour pour Marseille.بلیط رفت و برگشت به مارسی.
بلیط (مترو، اتوبوس)
Un carnet de dix tickets, s'il vous plaît.لطفا یک کتاب ده تایی بلیط.
بلیط یک طرفه
Un aller simple en seconde classe.بلیط یک طرفه درجه دو.
بلیط برگشت
L'aller-retour coûte quarante euros.بلیط رفت و برگشت چهل یورو است.
پلت فرم
Le train arrive au quai numéro 3.قطار به سکوی 3 می رسد.
آهنگ / پلت فرم
Départ voie 12 dans cinq minutes.حرکت از مسیر 12 در پنج دقیقه.
اتصال / انتقال
Vous avez une correspondance à Châtelet.شما در Châtelet ارتباط دارید.
خط
Prenez la ligne 4 direction Porte de Clignancourt.از خط 4 به سمت Porte de Clignancourt بروید.
ایستگاه (مترو)
Descendez à la station Odéon.در ایستگاه اودئون پیاده شوید.
توقف
C'est le prochain arrêt.توقف بعدی است.
خروج
Le départ est prévu à huit heures.حرکت برای هشت برنامه ریزی شده است.
ورود
L'arrivée à Nice est à midi.ورود به نیس ظهر است.
تاخیر
Le vol a deux heures de retard.پرواز دو ساعت تاخیر دارد.
چمدان
Ma valise est trop lourde.چمدان من خیلی سنگین است.
چمدان
Un bagage cabine et un bagage en soute.یک کیف کابین و یک چمدان چک شده.
پاسپورت
Votre passeport, s'il vous plaît.پاسپورتتون لطفا
ویزا
Mon visa étudiant expire en juin.ویزای دانشجویی من در ژوئن به پایان می رسد.
آداب و رسوم
Passez la douane avec votre passeport.با پاسپورت از گمرک عبور کنید.
برای سفر
Nous aimons voyager en train.ما سفر با قطار را دوست داریم.
ترک کردن
Je pars demain matin très tôt.فردا صبح خیلی زود می روم.
برای رسیدن
On arrive vers dix-huit heures.حدود ساعت 6 عصر می رسیم.
سوار شدن / بالا رفتن
Montez dans le bus par l'avant.در جلو سوار اتوبوس شوید.
پیاده شدن / پایین رفتن
Je descends à la prochaine station.در ایستگاه بعدی پیاده می شوم.
اعتبار بخشیدن (بلیت)
N'oubliez pas de composter votre billet.فراموش نکنید که بلیط خود را تأیید کنید.
هتل
L'hôtel est près de la plage.هتل نزدیک ساحل است.
رزرو
J'ai une réservation au nom de Gope.من یک رزرو با نام Gope دارم.
تعطیلات
On part en vacances en août.ما در اوت به تعطیلات می رویم.
A1
خرید و پوشاک
خرید (مواد غذایی)
Je fais les courses le samedi matin.من شنبه صبح خرید مواد غذایی را انجام می دهم.
برای خرید
J'achète un cadeau pour ma sœur.من برای خواهرم هدیه می خرم.
برای فروش
Ils vendent des produits locaux.آنها محصولات محلی را می فروشند.
برای پرداخت
Vous payez par carte ou en espèces ?آیا با کارت پرداخت می کنید یا نقدی؟
هزینه کردن
Ça coûte combien ?چقدر هزینه دارد؟
قیمت
Les prix sont affichés en vitrine.قیمت ها در پنجره نمایش داده می شود.
گران قیمت
C'est trop cher pour moi.برای من خیلی گران است.
ارزان
Ce marché n'est vraiment pas cher.این بازار واقعاً ارزان است.
رایگان (بدون هزینه)
L'entrée est gratuite le dimanche.ورود در روزهای یکشنبه رایگان است.
فروش
Les soldes commencent en janvier.فروش از ژانویه شروع می شود.
تخفیف
Il y a trente pour cent de réduction.سی درصد تخفیف دارد.
کارت بانکی
Vous acceptez la carte bancaire ?آیا کارت های بانکی را قبول می کنید؟
پول نقد
Je préfère payer en espèces.ترجیح می دهم نقدی پرداخت کنم.
تغییر (پول)
Gardez la monnaie.تغییر را حفظ کنید.
پول
Je n'ai plus d'argent sur moi.من دیگه پول ندارم
رسید
Vous voulez le reçu ?آیا رسید را می خواهید؟
پرداخت / تا
Payez à la caisse, s'il vous plaît.لطفا در محل تسویه حساب پرداخت کنید.
کیسه
Vous voulez un sac ? C'est dix centimes.کیسه میخوای؟ ده سنت است.
لباس / لباس
Ce magasin vend des vêtements d'occasion.این فروشگاه لباس های دست دوم می فروشد.
پیراهن
Une chemise blanche pour l'entretien.یک پیراهن سفید برای مصاحبه
t-shirt
Un tee-shirt en coton bio.یک تی شرت پنبه ای ارگانیک.
شلوار
Ce pantalon est trop long.این شلوار خیلی بلنده
شلوار جین
Il porte un jean et des baskets.او شلوار جین و کفش ورزشی پوشیده است.
لباس
Cette robe te va très bien.اون لباس خیلی بهت میاد
دامن
Une jupe légère pour l'été.یک دامن سبک برای تابستان.
جامپر / ژاکت
Prends un pull, il fait froid.یک جامپر بگیرید، سرد است.
کت
En hiver, un bon manteau est indispensable.در زمستان یک کت خوب ضروری است.
ژاکت
Il porte une veste bleue.او یک ژاکت آبی پوشیده است.
کفش
Ces chaussures sont très confortables.این کفش ها بسیار راحت هستند.
جوراب
Des chaussettes en laine pour l'hiver.جوراب پشمی برای زمستان.
روسری
N'oublie pas ton écharpe.روسری خود را فراموش نکنید.
کلاه
Un chapeau de paille pour la plage.کلاه حصیری برای ساحل.
اندازه / دور کمر
Vous faites quelle taille ?شما چه سایزی هستید؟
سایز کفش
Je fais du quarante-deux.من سایز چهل و دو هستم.
تلاش کردن (در)
Je peux essayer cette veste ?آیا می توانم این ژاکت را امتحان کنم؟
اتاق اتصالات
Les cabines d'essayage sont au fond.اتاق های اتصالات در پشت هستند.
پوشیدن / حمل کردن
Elle porte toujours du noir.او همیشه مشکی می پوشد.
برای بازپرداخت
Le magasin m'a remboursé.مغازه به من پول برگشت داد
برای مبادله
Je voudrais échanger ce pull.من می خواهم این جامپر را تعویض کنم.
رنگ
Vous avez ce modèle dans une autre couleur ?آیا این مدل را در رنگ دیگری دارید؟
A2
بدن و سلامت
سر
J'ai mal à la tête.من سردرد دارم
چشم
Elle a les yeux verts.چشمای سبز داره
بینی
J'ai le nez qui coule.من آبریزش بینی دارم
دهان
Ouvrez la bouche, dit le dentiste.دندانپزشک می گوید دهانت را باز کن.
گوش
J'ai mal à l'oreille droite.گوش راستم درد میکنه
دندان
Brosse-toi les dents avant de dormir.قبل از خواب دندان های خود را مسواک بزنید.
گلو
J'ai mal à la gorge depuis hier.از دیروز گلویم درد می کند.
برگشت
Il a mal au dos à cause du bureau.کمرش به خاطر کار روی میز درد می کند.
معده / شکم
L'enfant a mal au ventre.کودک معده درد دارد.
بازو
Il s'est cassé le bras au ski.هنگام اسکی دستش شکست.
دست
Lavez-vous les mains avant de manger.قبل از غذا دستان خود را بشویید.
پا
J'ai les jambes lourdes après la marche.بعد از پیاده روی پاهایم سنگین می شوند.
پا
Ces chaussures me font mal aux pieds.این کفش ها به پاهای من آسیب می زند.
قلب
Le sport est bon pour le cœur.ورزش برای قلب مفید است.
سلامتی
Fumer est mauvais pour la santé.سیگار برای سلامتی مضر است.
بیمار / بیمار
Je suis malade, je reste à la maison.من مریض هستم، در خانه می مانم.
بیماری
La grippe est une maladie contagieuse.آنفولانزا یک بیماری مسری است.
تب
Elle a trente-neuf de fièvre.تب سی و نه درجه دارد.
سرماخوردگی (بیماری)
J'ai attrapé un rhume.سرما خورده ام
آنفولانزا
Il est au lit avec la grippe.او با آنفولانزا در رختخواب است.
سرفه
Un sirop contre la toux.شربتی برای سرفه
درد
La douleur est moins forte ce matin.درد امروز صبح ضعیف تر است.
برای داشتن درد
J'ai mal à la tête depuis ce matin.از امروز صبح سردرد دارم.
دکتر
Prenez rendez-vous chez le médecin.یک قرار ملاقات با دکتر بگیرید.
دندانپزشک
Je vais chez le dentiste jeudi.من پنجشنبه میرم دندانپزشک
پرستار
L'infirmière prend ma tension.پرستار فشار خونم را می گیرد.
نسخه
Ce médicament est délivré sur ordonnance.این دارو نیاز به نسخه دارد.
دارو
Prenez ce médicament deux fois par jour.این دارو را دو بار در روز مصرف کنید.
قرص / قرص
Un comprimé matin et soir.یک قرص صبح و عصر.
پماد
Appliquez la pommade sur la blessure.پماد را روی زخم بمالید.
جراحت / زخم
La blessure guérit bien.زخم به خوبی خوب می شود.
اتاق اورژانس
Allez aux urgences immédiatement.بلافاصله به اورژانس مراجعه کنید.
بیمه درمانی تکمیلی
La mutuelle rembourse le reste.بیمه تکمیلی مابقی را جبران می کند.
کارت بیمه سلامت فرانسه
Présentez votre carte Vitale à la pharmacie.کارت Vitale خود را در داروخانه نشان دهید.
احساس کردن
Je me sens beaucoup mieux.احساس خیلی بهتری دارم.
شفا دادن / بهبود یافتن
Il a guéri en une semaine.او در یک هفته بهبود یافت.
سرفه کردن
Il tousse beaucoup la nuit.شب ها زیاد سرفه می کند.
برای خوابیدن
Dormez au moins sept heures.حداقل هفت ساعت بخوابید.
خسته
Je suis fatigué après cette longue semaine.بعد از این هفته طولانی خسته شدم.
در حالت خوب
Après les vacances, je suis en pleine forme.بعد از تعطیلات در شرایط خوبی هستم.
A2
کار و تحصیل
کار / شغل
Je commence le travail à neuf heures.ساعت نه کارم را شروع می کنم.
حرفه / تجارت
Quel est votre métier ?حرفه شما چیست؟
اشتغال / شغل
Elle cherche un emploi à mi-temps.او به دنبال کار پاره وقت است.
موقعیت / پست
Ce poste demande de l'expérience.این موقعیت نیاز به تجربه دارد.
شرکت
L'entreprise embauche dix personnes.این شرکت ده نفر را استخدام می کند.
دفتر / میز
Je travaille au bureau trois jours par semaine.من سه روز در هفته در دفتر کار می کنم.
جلسه
La réunion commence à dix heures.جلسه ساعت ده شروع می شود.
همکار
Mes collègues sont très sympas.همکاران من خیلی خوب هستند.
رئیس
Mon chef est en déplacement cette semaine.رئیس من این هفته در سفر است.
مشتری / مشتری
Le client a toujours raison, dit-on.می گویند همیشه حق با مشتری است.
حقوق و دستمزد
Le salaire est versé le 28 du mois.حقوق در 28 ماه واریز می شود.
قرارداد
Elle a signé un contrat à durée indéterminée.او قرارداد دائمی امضا کرد.
مصاحبه
J'ai un entretien d'embauche lundi.من دوشنبه مصاحبه کاری دارم.
رزومه / رزومه
Envoyez votre CV et une lettre de motivation.رزومه و کاور لتر خود را ارسال کنید.
استخدام کردن
Ils embauchent des développeurs.آنها توسعه دهندگان را استخدام می کنند.
استعفا دهد
Il a démissionné le mois dernier.او ماه گذشته استعفا داد.
کارآموزی
Elle fait un stage de six mois.او در حال گذراندن دوره کارآموزی شش ماهه است.
مرخصی / روز مرخصی
Je prends trois jours de congé.من سه روز مرخصی دارم
شکستن
On fait une pause café ?بریم یه قهوه استراحت کنیم؟
کار از راه دور
Le télétravail est possible deux jours par semaine.کار از راه دور دو روز در هفته امکان پذیر است.
کامپیوتر
Mon ordinateur est en panne.کامپیوترم خراب شده
ایمیل
Je vous envoie le document par mail.من سند را از طریق ایمیل برای شما ارسال می کنم.
فایل / پوشه
Le dossier est complet.فایل کامل است.
پروژه / طرح
Le projet doit être livré vendredi.پروژه باید روز جمعه تحویل داده شود.
آموزش
Je suis une formation en ligne.من در حال گذراندن دوره آنلاین هستم.
دانشجو
Les étudiants préparent leurs examens.دانش آموزان برای امتحانات خود آماده می شوند.
دانشگاه
Elle étudie le droit à l'université.او در دانشگاه حقوق می خواند.
کلاس / دوره
Le cours de français est le mardi soir.کلاس فرانسه سه شنبه عصر است.
امتحان
Il a réussi son examen de DELF.او امتحان DELF خود را گذراند.
موفق شدن / پاس کردن
Elle a réussi son permis de conduire.او امتحان رانندگی خود را قبول کرد.
شکست خوردن
Il a échoué de peu à l'examen.او به سختی در امتحان مردود شد.
برای یادگیری
J'apprends le français depuis six mois.من شش ماه است که در حال یادگیری زبان فرانسه هستم.
برای تدریس
Elle enseigne les mathématiques.او ریاضیات تدریس می کند.
برای مطالعه
Il étudie l'informatique.او در رشته کامپیوتر تحصیل می کند.
تکلیف / وظیفه
Les devoirs sont à rendre lundi.موعد تکالیف دوشنبه است.
درجه / یادداشت / صورت حساب
Elle a eu une très bonne note.نمره خیلی خوبی گرفت
دیپلم / مدرک
Il a un diplôme d'ingénieur.او دارای مدرک مهندسی است.
حرفه
Elle a fait carrière dans la mode.او حرفه خود را در مد انجام داد.
A2
آبوهوا و طبیعت
آب و هوا / زمان
Quel temps fait-il aujourd'hui ?امروز هوا چطوره؟
پیش بینی آب و هوا
La météo annonce de la pluie.پیش بینی می گوید باران.
هوا خوب است
Il fait beau, on sort ?بیرون خوبه، بریم بیرون؟
داغ است
Il fait très chaud en août.در مرداد ماه بسیار گرم است.
سرد است
Il fait froid, mets ton manteau.سرد است، کت خود را بپوش.
باران می بارد
Prends un parapluie, il pleut.یک چتر بردارید، باران می بارد.
برف می بارد
Il neige sur les Alpes.در کوه های آلپ برف می بارد.
باران
La pluie a duré toute la nuit.باران تمام شب ادامه داشت.
برف
La neige recouvre les montagnes.برف کوه ها را می پوشاند.
باد
Le vent souffle fort aujourd'hui.امروز باد شدیدی می وزد.
خورشید
Le soleil se lève à sept heures.خورشید ساعت هفت طلوع می کند.
ابر
Le ciel est couvert de nuages.آسمان پوشیده از ابر است.
رعد و برق
Un orage éclate en fin d'après-midi.در اواخر بعد از ظهر طوفان در می آید.
مه
Conduisez prudemment dans le brouillard.در مه با احتیاط رانندگی کنید.
آسمان
Le ciel est bleu sans un nuage.آسمان بدون ابر آبی است.
درجه
Il fait vingt-cinq degrés.بیست و پنج درجه است.
چتر
J'ai oublié mon parapluie dans le bus.چترم را در اتوبوس جا گذاشتم.
دریا
On passe les vacances au bord de la mer.تعطیلات را کنار دریا می گذرانیم.
ساحل
La plage est pleine en juillet.ساحل در ماه جولای مملو از جمعیت است.
کوه
On va à la montagne pour skier.برای اسکی به کوه می رویم.
جنگل
Une promenade en forêt le dimanche.پیاده روی در جنگل در روز یکشنبه.
رودخانه
La rivière traverse le village.رودخانه از میان روستا می گذرد.
رودخانه اصلی
La Seine est un fleuve.رود سن یک رودخانه بزرگ است.
دریاچه
Le lac d'Annecy est magnifique.دریاچه انسی باشکوه است.
درخت
Les arbres perdent leurs feuilles.درختان در حال از دست دادن برگ های خود هستند.
گل
Il offre des fleurs à sa mère.به مادرش گل می دهد.
چمن
On s'assoit dans l'herbe.روی چمن ها می نشینیم.
حومه شهر
Ils vivent à la campagne.آنها در روستا زندگی می کنند.
حیوان
Les animaux sont interdits dans ce parc.ورود حیوانات به این پارک ممنوع است.
سگ
Le chien du voisin aboie la nuit.سگ همسایه شب ها پارس می کند.
گربه
Le chat dort au soleil.گربه زیر آفتاب می خوابد.
پرنده
Les oiseaux chantent au printemps.پرندگان در بهار آواز می خوانند.
A2
اوقات فراغت و فرهنگ
اوقات فراغت / سرگرمی
Quels sont vos loisirs ?سرگرمی های شما چیست؟
ورزش
Je fais du sport deux fois par semaine.هفته ای دوبار ورزش می کنم.
فوتبال
Le match de football est ce soir.مسابقه فوتبال امشب است.
شنا کردن
La natation est excellente pour le dos.شنا برای کمر بسیار عالی است.
دویدن / مسابقه
Il fait de la course à pied le matin.صبح می دود.
پیاده روی
Une randonnée de trois heures en montagne.پیاده روی سه ساعته در کوهستان.
سینما
On va au cinéma ce soir ?امشب بریم سینما؟
فیلم / فیلم
Ce film a gagné un prix à Cannes.این فیلم برنده جایزه جشنواره کن شد.
موسیقی
J'écoute de la musique en travaillant.هنگام کار به موسیقی گوش می دهم.
آهنگ
Cette chanson passe partout à la radio.این آهنگ در سراسر رادیو پخش می شود.
کنسرت
Les billets de concert sont déjà vendus.بلیت های کنسرت از قبل فروخته شده است.
تئاتر
On joue Molière au théâtre municipal.آنها مولیر را در تئاتر شهرداری اجرا می کنند.
کتاب
Je lis un livre par mois.ماهی یک کتاب می خوانم.
رمان
Ce roman est traduit en vingt langues.این رمان به بیست زبان ترجمه شده است.
خواندن
La lecture me détend le soir.خواندن در عصر به من آرامش می دهد.
نقاشی
Elle fait de la peinture le week-end.او در آخر هفته نقاشی می کند.
عکس / عکاسی
Il fait de très belles photos.او عکس های بسیار زیبایی می گیرد.
بازی
On fait un jeu de société ?یک بازی تخته ای بازی کنیم؟
مهمانی / جشن
On organise une fête pour son anniversaire.برای تولدش جشنی ترتیب می دهیم.
تولد
Joyeux anniversaire !تولدت مبارک!
هدیه
Merci pour ce joli cadeau.ممنون از این هدیه زیبا
دعوت کردن
Ils nous invitent à dîner samedi.آنها ما را برای شام روز شنبه دعوت می کنند.
برای رقصیدن
On a dansé toute la nuit.تمام شب رقصیدیم.
برای آواز خواندن
Elle chante dans une chorale.او در یک گروه کر می خواند.
بازی کردن
Il joue de la guitare et du piano.او گیتار و پیانو می نوازد.
برنده شدن / کسب درآمد
Notre équipe a gagné le match.تیم ما در این مسابقه پیروز شد.
از دست دادن
On a perdu deux à un.دو بر یک باختیم.
برای پیاده روی رفتن
On se promène le long de la Seine.در امتداد رود سن قدم می زنیم.
برای استراحت
Repose-toi bien ce week-end.این آخر هفته استراحت خوبی داشته باشید.
بلیط (نمایش)
Les billets sont à vingt euros.بلیط بیست یورو است.
نمایشگاه
Une exposition sur Monet à Orsay.نمایشگاه مونه در موزه اورسی.
استخر شنا
La piscine municipale est fermée le lundi.استخر شهرداری روزهای دوشنبه تعطیل است.
A2
احساسات و شخصیت
خوشحال / خوشحال
Je suis très content de te voir.از دیدن شما بسیار خوشحالم.
خوشحال
Ils ont l'air très heureux ensemble.آنها در کنار هم بسیار خوشحال به نظر می رسند.
غمگین
Elle est triste depuis son départ.از زمانی که او رفت ناراحت بود.
عصبانی
Il est fâché contre son frère.او از دست برادرش عصبانی است.
عصبانی
Ne te mets pas en colère pour ça.از این بابت عصبانی نشو.
متعجب
Je suis surpris par cette nouvelle.من از این خبر تعجب کردم.
نگران
Elle est inquiète pour son examen.او نگران امتحانش است.
آرام
Restez calme, tout va bien.آرام باش، همه چیز خوب است.
عصبی
Il est nerveux avant l'entretien.قبل از مصاحبه عصبی است.
افتخار
Nous sommes fiers de toi.ما به شما افتخار می کنیم.
حسود
Le chat est jaloux du bébé.گربه به بچه حسادت می کند.
عاشق
Il est amoureux de sa voisine.او عاشق همسایه اش است.
ترس
Elle a peur des araignées.او از عنکبوت می ترسد.
ترسیدن از
J'ai peur de parler en public.من از صحبت در جمع می ترسم.
شادی
Quelle joie de vous revoir !چقدر خوشحالم که دوباره شما را می بینم!
شرم
Il a honte de son erreur.او از اشتباه خود خجالت می کشد.
امید
Il garde l'espoir de réussir.او همچنان به موفقیت امیدوار است.
مهربان / خوب
Merci, c'est très gentil de votre part.ممنون از شما خیلی لطف دارید
دوستانه / خوب
Nos voisins sont très sympathiques.همسایه های ما بسیار صمیمی هستند.
خنده دار
Cette comédie est vraiment drôle.این کمدی واقعا خنده دار است.
جدی
C'est un étudiant sérieux.او دانش آموز جدی است.
خجالتی
Elle est timide devant les inconnus.او با غریبه ها خجالتی است.
مودب
Sois poli avec les clients.با مشتریان مودب باشید
صادقانه
Sois honnête avec moi.با من صادق باش
تنبل
Il est trop paresseux pour cuisiner.او برای آشپزی تنبل است.
شجاع
Les pompiers sont courageux.آتش نشان ها شجاع هستند.
باهوش
Une réponse très intelligente.یک پاسخ بسیار هوشمندانه
دوست داشتن / دوست داشتن
J'aime beaucoup cette ville.من این شهر را خیلی دوست دارم.
دوست داشتن / دوست داشتن
J'adore les croissants chauds.من عاشق کروسان های گرم هستم.
متنفر بودن
Je déteste attendre.از انتظار متنفرم
ترجیح دادن
Je préfère le thé au café.من چای را به قهوه ترجیح می دهم.
گریه کردن
Le bébé pleure parce qu'il a faim.نوزاد به دلیل گرسنگی گریه می کند.
برای خندیدن
On a beaucoup ri pendant le dîner.موقع شام خیلی خندیدیم.
برای لبخند زدن
Elle sourit sur toutes les photos.او در هر عکس لبخند می زند.
از دست دادن / گم شدن
Tu me manques beaucoup.دلم برات خیلی تنگ شده
A0
افعال کلیدی
بودن
Je suis indien et je vis à Paris.من هندی هستم و در پاریس زندگی می کنم.
داشتن
J'ai deux frères.من دو برادر دارم.
رفتن
Je vais au marché à pied.به سمت بازار می روم.
انجام دادن / ساختن
Qu'est-ce que tu fais ce soir ?امشب چیکار میکنی؟
برای آمدن
Venez dîner à la maison !بیا و در محل ما شام بخوریم!
برای دیدن
On se voit demain ?فردا همدیگه رو ببینیم؟
دانستن (یک واقعیت)
Je sais nager depuis l'enfance.من از بچگی شنا بلد بودم.
شناختن (کسی/مکان)
Tu connais ce restaurant ?آیا این رستوران را می شناسید؟
می تواند / توانستن
Vous pouvez répéter, s'il vous plaît ?میشه تکرار کنید لطفا
خواستن
Je veux apprendre le français rapidement.من می خواهم زبان فرانسه را سریع یاد بگیرم.
باید / باید
Je dois partir avant midi.من باید قبل از ظهر بروم.
گرفتن
Je prends le bus le matin.صبح سوار اتوبوس می شوم.
دادن
Donne-moi ton adresse.آدرست را بده
پوشیدن (پوشیدن)
Mets ton manteau, il fait froid.کتت را بپوش، سرد است.
گفتن / گفتن
Comment dit-on « hello » en français ?چگونه به فرانسوی "سلام" می گویید؟
صحبت کردن
Elle parle quatre langues.او به چهار زبان صحبت می کند.
برای گوش دادن
J'écoute la radio en cuisinant.هنگام آشپزی به رادیو گوش می دهم.
برای شنیدن
Je n'entends rien avec ce bruit.با این صدا چیزی نمی شنوم.
تماشا کردن / نگاه کردن
On regarde un film ce soir ?امشب فیلم ببینیم؟
برای خواندن
Elle lit le journal au petit-déjeuner.او هنگام صبحانه روزنامه می خواند.
برای نوشتن
J'écris un message à mon ami.من برای دوستم پیام می نویسم.
برای خوردن
On mange ensemble à midi ?ظهر با هم غذا بخوریم؟
برای نوشیدن
Buvez beaucoup d'eau en été.در تابستان آب زیادی بنوشید.
زندگی کردن (جایی)
J'habite à Paris depuis six mois.من شش ماه است که در پاریس زندگی می کنم.
برای کار کردن
Il travaille dans une banque.او در یک بانک کار می کند.
به دنبال
Je cherche la station de métro.من دنبال ایستگاه مترو هستم.
برای پیدا کردن
J'ai trouvé un bel appartement.یک آپارتمان خوب پیدا کردم
فکر کردن
Qu'est-ce que tu en penses ?نظر شما در مورد آن چیست؟
باور کردن
Je crois qu'il va pleuvoir.فکر کنم داره بارون میاد
برای فهمیدن
Maintenant je comprends mieux.حالا بهتر متوجه شدم.
پرسیدن
Demande le prix au vendeur.قیمت را از فروشنده بخواهید.
برای پاسخ دادن
Il ne répond pas au téléphone.او تلفن را جواب نمی دهد.
برای کمک کردن
Vous pouvez m'aider, s'il vous plaît ?میشه کمکم کنید لطفا
برای شروع
Le film commence à vingt heures.فیلم ساعت 20 شروع می شود.
به پایان رساندن
Je finis le travail à dix-huit heures.ساعت 18 کارم تموم میشه
برای باز کردن
La boulangerie ouvre à sept heures.ساعت هفت نانوایی باز می شود.
برای بستن
Ferme la fenêtre, s'il te plaît.پنجره را ببند لطفا
بیرون رفتن
On sort ce soir ?امشب میریم بیرون؟
وارد شدن
Entrez, la porte est ouverte.بیا داخل، در باز است.
برای ماندن
Je reste à la maison ce week-end.من این آخر هفته در خانه می مانم.
برای رفتن به خانه
Je rentre vers dix-neuf heures.حوالی ساعت 7 عصر به خانه می رسم.
برای خرید
On achète du pain en rentrant ?آیا در راه خانه نان بخریم؟
منتظر ماندن
J'attends le bus depuis dix minutes.ده دقیقه است که منتظر اتوبوس هستم.
فراموش کردن
N'oublie pas tes clés !کلیدهای خود را فراموش نکنید!
برای یادآوری
Tu te souviens de notre premier voyage ?اولین سفر ما را به خاطر دارید؟
امتحان کردن
J'essaie de parler français chaque jour.سعی می کنم هر روز فرانسوی صحبت کنم.
برای انتخاب
Choisis un dessert sur la carte.یک دسر را از منو انتخاب کنید.
برای ارسال
J'envoie la lettre demain.فردا نامه را می فرستم.
برای دریافت
J'ai reçu ton message, merci.پیام شما را دریافت کردم، ممنون
تماس بگیرید
Appelle-moi quand tu arrives.وقتی رسیدی با من تماس بگیر
A1
صفتهای کلیدی
بزرگ / بلند
Ils habitent dans une grande maison.آنها در یک خانه بزرگ زندگی می کنند.
کوچک / کوتاه
Un petit café bien serré.یک قهوه کوچک و قوی
خوب
Ce restaurant est très bon.این رستوران خیلی خوبه
بد
Il fait mauvais temps aujourd'hui.امروز هوا بد است.
زیبا
Quelle belle vue depuis le balcon !چه منظره زیبایی از بالکن!
زیبا
Une jolie robe d'été.یک لباس تابستانی زیبا
جدید
Voici mon nouveau numéro.اینم شماره جدیدم
قدیمی
Le vieux port de Marseille.بندر قدیمی مارسی.
جوان
Un jeune chef très talentueux.یک سرآشپز جوان بسیار با استعداد.
آسان
Cet exercice est facile.این تمرین آسان است.
دشوار است
La prononciation est difficile au début.تلفظ در ابتدا دشوار است.
سریع
Le TGV est très rapide.TGV بسیار سریع است.
کند
Le service est un peu lent ce midi.این زمان ناهار خدمات کمی کند است.
گرم / گرم
Attention, l'assiette est chaude.مراقب باشید، بشقاب داغ است.
سرد
L'eau de la mer est froide en mai.دریا در اردیبهشت سرد است.
طولانی
Une longue journée de travail.یک روز کاری طولانی
کوتاه
Une pause courte mais agréable.یک استراحت کوتاه اما دلپذیر.
بلند / بلند
La tour Eiffel est haute de 330 mètres.برج ایفل 330 متر ارتفاع دارد.
پایین
Les prix sont plus bas au marché.قیمت ها در بازار کمتر است.
سنگین
Ce sac est trop lourd.این کیف خیلی سنگینه
سبک (وزن)
Un repas léger le soir.یک وعده غذایی سبک در شب.
پر
Le parking est plein.پارکینگ پر است.
خالی
La rue est vide le dimanche matin.یکشنبه صبح خیابان خالی است.
تمیز کردن
La chambre est propre et rangée.اتاق تمیز و مرتب است.
کثیف
Mes chaussures sont sales après la pluie.کفش هایم بعد از باران کثیف است.
باز کردن
La pharmacie est ouverte jusqu'à vingt heures.داروخانه تا ساعت 8 شب باز است.
بسته
Le musée est fermé le mardi.موزه سه شنبه ها تعطیل است.
رایگان / در دسترس
Cette place est libre ?آیا این صندلی رایگان است؟
مشغول / گرفته شده
La ligne est occupée.خط مشغول است.
قوی / بلند
Un café fort pour bien commencer.یک قهوه قوی برای شروع درست روز.
ضعیف
Le signal wifi est faible ici.سیگنال وای فای در اینجا ضعیف است.
گران / عزیز
Les loyers sont chers à Paris.اجاره در پاریس گران است.
مهم است
Une réunion importante à dix heures.یک جلسه مهم ساعت ده
جالب
Un documentaire très intéressant.یک مستند بسیار جالب
خسته کننده
Le film était un peu ennuyeux.فیلم کمی خسته کننده بود.
همان
On a le même téléphone.ما همین گوشی را داریم.
متفاوت است
Les deux quartiers sont très différents.این دو محله بسیار متفاوت هستند.
بعدی
Descendez au prochain arrêt.در ایستگاه بعدی پیاده شوید.
آخرین
Le dernier métro part à une heure.آخرین مترو ساعت 1 بامداد حرکت می کند.
تنها / تنها
Elle voyage seule en Europe.او به تنهایی در اروپا سفر می کند.
B1
حروف ربط و قیدها
و
Un café et un croissant.یک قهوه و یک کروسان.
یا
Thé ou café ?چای یا قهوه؟
اما
C'est cher, mais c'est très bon.گرونه ولی خیلی خوبه
بنابراین / بنابراین
Il pleut, donc on reste ici.باران می بارد، پس ما اینجا می مانیم.
زیرا / برای
Je rentre, car il est tard.من میرم خونه چون دیره
سپس / بنابراین
Alors, on commence ?خب، شروع کنیم؟
اول
D'abord, on visite le musée.ابتدا از موزه بازدید می کنیم.
سپس / بعدی
Ensuite, on déjeune au bord de l'eau.بعد ناهار را کنار آب می خوریم.
در نهایت
Enfin, on rentre en train.بالاخره با قطار به خانه می رویم.
سپس
Tournez à droite, puis continuez tout droit.به راست بپیچید، سپس مستقیم به راه خود ادامه دهید.
در طول
Pendant la semaine, je me lève tôt.در طول هفته، من زود بیدار می شوم.
از زمانی که / برای
J'habite ici depuis 2024.من از سال 2024 اینجا زندگی می کنم.
قبل از
Appelle-moi avant midi.قبل از ظهر به من زنگ بزن
بعد از
On se voit après le travail.بعد از کار همدیگر را خواهیم دید.
با این حال
Le projet est bon ; cependant, il coûte cher.پروژه خوب است؛ با این حال، پرهزینه است.
با این حال / با این حال
Il est fatigué, pourtant il continue.او خسته است، با این حال به راه خود ادامه می دهد.
هنوز / به هر حال
Il pleut, mais on sort quand même.باران می بارد، اما ما به هر حال بیرون می رویم.
در واقع
En fait, je préfère rester ici.در واقع ترجیح می دهم اینجا بمانم.
علاوه بر این / به هر حال
D'ailleurs, il connaît bien Paris.علاوه بر این، او پاریس را به خوبی می شناسد.
به عنوان مثال
Goûtez les spécialités, par exemple le cassoulet.غذاهای مخصوص را امتحان کنید، به عنوان مثال کاسوله.
یعنی می گویند
Il est bilingue, c'est-à-dire qu'il parle deux langues.او دو زبانه است، یعنی دو زبان صحبت می کند.
با تشکر از
J'ai trouvé ce travail grâce à un ami.من این کار را به لطف یکی از دوستان پیدا کردم.
به دلیل (منفی)
Le train est en retard à cause de la neige.قطار به خاطر برف دیر کرد.
با وجود
Malgré la pluie, la fête continue.با وجود باران، مهمانی ادامه دارد.
جز
Ouvert tous les jours sauf le lundi.همه روزه به جز دوشنبه باز است.
حدود / تقریبا
Le trajet dure environ une heure.سفر حدود یک ساعت طول می کشد.
تقریبا
J'ai presque fini.من تقریبا تمام کردم.
در حال حاضر
Tu as déjà mangé ?آیا قبلاً خورده اید؟
هنوز / دوباره
Il pleut encore.هنوز هم باران می بارد.
به زودی
Le printemps arrive bientôt.بهار به زودی فرا می رسد.
واقعا
C'est vraiment gentil, merci.واقعا مهربان است، ممنون
کم / کم
Il parle peu, mais il écoute bien.او کم صحبت می کند، اما خوب گوش می دهد.
زیاد
Merci beaucoup pour tout.بابت همه چیز خیلی ممنونم
خیلی زیاد
C'est trop salé pour moi.برای من خیلی شور است.
به اندازه کافی / کاملا
C'est assez loin d'ici.از اینجا کاملاً دور است.
با هم
On travaille ensemble sur ce projet.ما با هم روی این پروژه کار می کنیم.
اینجا
Asseyez-vous ici.اینجا بشین
اونجا
La gare est là-bas, après le pont.ایستگاه آنجاست، از روی پل می گذرد.
همه جا
Il y a des vélos partout dans la ville.در همه جای شهر دوچرخه وجود دارد.
شاید (+ بند)
Peut-être qu'il viendra demain.شاید فردا بیاید.
B1
عقاید و جامعه
نظر
À mon avis, ce film est excellent.به نظر من این فیلم عالیه
به این فکر کنم
Je pense que tu as raison.فکر می کنم حق با شماست.
درست بودن
Tu avais raison pour le restaurant.در مورد رستوران حق با شما بود.
اشتباه کردن
J'avais tort de m'inquiéter.اشتباه کردم نگران شدم
موافقت کردن
Je suis d'accord avec toi.من با شما موافقم.
مناظره
Le débat a duré deux heures.این مناظره دو ساعت به طول انجامید.
جامعه / شرکت
La société évolue rapidement.جامعه به سرعت در حال تغییر است.
دولت
Le gouvernement annonce une réforme.دولت اصلاحات را اعلام می کند.
قانون
La nouvelle loi entre en vigueur en janvier.قانون جدید از ژانویه اجرایی می شود.
حق / قانون (رشته)
Chacun a le droit de s'exprimer.هر کس حق دارد خود را ابراز کند.
رای دادن
Les Français votent le dimanche.فرانسوی ها یکشنبه ها رای می دهند.
انتخابات
Les élections ont lieu en avril.انتخابات در ماه آوریل برگزار می شود.
اخبار
Je regarde les infos à vingt heures.من ساعت 8 شب اخبار را تماشا می کنم.
روزنامه
Il lit le journal tous les matins.او هر روز صبح روزنامه می خواند.
مطبوعات
La presse parle beaucoup de ce sujet.مطبوعات در مورد این موضوع بسیار صحبت می کنند.
روزنامه نگار
La journaliste pose une question directe.روزنامه نگار یک سوال مستقیم می پرسد.
محیط زیست
Protéger l'environnement est urgent.حفاظت از محیط زیست ضروری است.
آب و هوا
Le climat change partout dans le monde.آب و هوا در سراسر جهان در حال تغییر است.
آلودگی
La pollution baisse dans le centre-ville.آلودگی در مرکز شهر در حال کاهش است.
برای بازیافت
On recycle le verre et le papier.ما شیشه و کاغذ را بازیافت می کنیم.
اعتصاب
Il y a une grève des transports demain.فردا اعتصاب حمل و نقل است.
تظاهرات / اعتراض
Une manifestation traverse le boulevard.تظاهراتی در حال عبور از بلوار است.
برابری
Liberté, égalité, fraternité.آزادی، برابری، برادری.
آزادی
La liberté de la presse est essentielle.آزادی مطبوعات ضروری است.
فرهنگ
La culture française est riche et variée.فرهنگ فرانسه غنی و متنوع است.
اقتصاد
L'économie repart doucement.اقتصاد به آرامی در حال رشد است.
بیکاری
Le chômage baisse depuis un an.یک سال است که بیکاری کاهش یافته است.
مالیات ها
On déclare les impôts en mai.ما مالیات را در ماه مه ثبت می کنیم.
جلسه عمومی
La mairie organise une réunion publique.شهرداری در حال برگزاری یک جلسه عمومی است.
بحث کردن
On discute de ce sujet au dîner.ما این موضوع را در شام بحث می کنیم.
برای متقاعد کردن
Il m'a convaincu de venir.او مرا متقاعد کرد که بیایم.
برای تغییر
Les habitudes changent lentement.عادت ها به آرامی تغییر می کنند.
A0
رنگها و مقدار
قرمز
Le feu est rouge, on attend.چراغ قرمز است، ما منتظریم.
آبی
Elle porte une robe bleue.او یک لباس آبی پوشیده است.
سبز
Les légumes verts sont bons pour la santé.سبزیجات سبز برای سلامتی شما مفید هستند.
زرد
Le maillot jaune du Tour de France.پیراهن زرد تور دو فرانس.
سیاه
Un café noir sans sucre.یک قهوه سیاه بدون شکر.
سفید
Une chemise blanche classique.یک پیراهن سفید کلاسیک.
خاکستری
Le ciel est gris ce matin.آسمان امروز صبح خاکستری است.
قهوه ای
Des chaussures marron en cuir.کفش چرم قهوه ای.
صورتی
Les cerisiers sont roses au printemps.درختان گیلاس در بهار صورتی هستند.
نارنجی (رنگ)
Un coucher de soleil orange.غروب نارنجی.
بنفش
La lavande est violette.اسطوخودوس بنفش است.
روشن (رنگی)
Un bleu clair très doux.آبی روشن بسیار ملایم.
تیره (رنگی)
Un pantalon vert foncé.شلوار سبز تیره.
صفر
Il fait zéro degré ce matin.امروز صبح صفر درجه است.
یکی
Un croissant et une baguette.یک کروسان و یک نان باگت.
دو
Deux cafés, s'il vous plaît.دو تا قهوه لطفا
سه
Le bus passe dans trois minutes.اتوبوس سه دقیقه دیگه میاد.
چهار
Une table pour quatre personnes.یک میز چهار نفره.
پنج
Le marché est à cinq minutes.بازار پنج دقیقه فاصله دارد.
شش
Six œufs pour la recette.شش تخم مرغ برای دستور غذا.
هفت
Je me lève à sept heures.ساعت هفت بیدار می شوم.
هشت
Le magasin ouvre à huit heures.ساعت هشت مغازه باز می شود.
نه
Il est neuf heures moins le quart.ساعت یک ربع به نه است.
ده
Un carnet de dix tickets.یک کتاب ده بلیط.
بیست
Le dîner coûte vingt euros.هزینه شام بیست یورو است.
سی
Trente minutes de marche par jour.سی دقیقه پیاده روی در روز.
پنجاه
Le billet coûte cinquante euros.قیمت بلیط پنجاه یورو است.
هفتاد
Ma grand-mère a soixante-dix ans.مادربزرگ من هفتاد ساله است.
هشتاد
La limite est quatre-vingts kilomètres-heure.حد مجاز هشتاد کیلومتر در ساعت است.
نود
Le train roule à quatre-vingt-dix kilomètres-heure.قطار با سرعت نود کیلومتر در ساعت حرکت می کند.
صد
Cent grammes de fromage, s'il vous plaît.صد گرم پنیر لطفا
هزار
La ville a dix mille habitants.این شهر ده هزار نفر سکنه دارد.
اول
C'est ma première visite à Paris.اولین سفر من به پاریس است.
نصف
La moitié de la classe est absente.نیمی از کلاس غایب است.
یک چهارم
Il est trois heures et quart.ساعت سه و ربع است.
A2
تلفن و اینترنت
تلفن
Mon téléphone n'a plus de batterie.باتری گوشیم تموم شده
تلفن همراه
J'ai laissé mon portable à la maison.موبایلم را در خانه جا گذاشتم.
شماره
Quel est votre numéro de téléphone ?شماره تلفن شما چیست؟
تماس بگیرید
Je t'appelle ce soir.امشب بهت زنگ میزنم
تماس گرفتن
Il va vous rappeler dans une heure.او یک ساعت دیگر با شما تماس خواهد گرفت.
پیام
Laissez un message après le bip.بعد از بوق پیام بگذارید.
پیامک
Envoie-moi un texto quand tu arrives.وقتی رسیدی به من پیام بده
اینترنت
La connexion internet est lente ce soir.اینترنت امشب کند است.
وای فای
Quel est le mot de passe du wifi ?رمز وای فای چیست؟
رمز عبور
Choisissez un mot de passe sécurisé.یک رمز عبور امن انتخاب کنید.
وب سایت
Réservez sur le site officiel.در وب سایت رسمی رزرو کنید.
برنامه
Téléchargez l'application de la SNCF.برنامه SNCF را دانلود کنید.
برای دانلود
Je télécharge le document.من در حال دانلود سند هستم.
صفحه نمایش
L'écran de mon portable est cassé.صفحه گوشیم خرابه
باتری
La batterie se vide trop vite.باتری خیلی سریع خالی می شود.
شارژر
Tu peux me prêter ton chargeur ?آیا می توانید شارژر خود را به من قرض دهید؟
صفحه کلید
Un clavier français est différent.صفحه کلید فرانسوی متفاوت است.
فایل
Le fichier est trop lourd pour le mail.فایل برای ایمیل خیلی بزرگ است.
پیوست
Voir la pièce jointe.پیوست را ببینید.
برای چاپ
Imprimez votre billet ou montrez-le sur le portable.بلیط خود را چاپ کنید یا آن را در تلفن خود نشان دهید.
شبکه
Il n'y a pas de réseau dans le métro.هیچ سیگنالی در مترو وجود ندارد.
رسانه های اجتماعی
Elle passe trop de temps sur les réseaux sociaux.او زمان زیادی را در شبکه های اجتماعی صرف می کند.
آنلاین
On peut payer en ligne.می توانید به صورت آنلاین پرداخت کنید.
برای روشن کردن
Allume l'ordinateur, s'il te plaît.کامپیوتر رو روشن کن لطفا
برای خاموش کردن
Éteignez vos portables pendant le film.در طول فیلم گوشی های خود را خاموش کنید.
خراب / از کار افتاده
L'ascenseur est en panne.آسانسور از کار افتاده است.
کار کردن (عملکرد)
Le wifi ne marche pas ici.وای فای اینجا کار نمیکنه
جعبه ابزار تمرین
کتاب عبارات
عبارات بقا برای موقعیت های واقعی، با یادداشت های صوتی و عملی.
صرف فعل
افعال کلیدی که در مفیدترین زمانها جمع میشوند - برای شنیدن آن، روی هر شکلی ضربه بزنید.
مربی شماره
اعداد معروف فرانسوی را آموزش دهید: گوش کنید یا بخوانید، سپس اعداد را تایپ کنید.