پرش کنید
Nirecol
افعال کلیدی
جعبه ابزار تمرین

افعال کلیدی

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

50کلمات

A0

افعال کلیدی

50 کلمات
êtreفعل

بودن

Je suis indien et je vis à Paris.
من هندی هستم و در پاریس زندگی می کنم.
avoirفعل

داشتن

J'ai deux frères.
من دو برادر دارم.
allerفعل

رفتن

Je vais au marché à pied.
به سمت بازار می روم.
faireفعل

انجام دادن / ساختن

Qu'est-ce que tu fais ce soir ?
امشب چیکار میکنی؟
venirفعل

برای آمدن

Venez dîner à la maison !
بیا و در محل ما شام بخوریم!
voirفعل

برای دیدن

On se voit demain ?
فردا همدیگه رو ببینیم؟
savoirفعل

دانستن (یک واقعیت)

Je sais nager depuis l'enfance.
من از بچگی شنا بلد بودم.
connaîtreفعل

شناختن (کسی/مکان)

Tu connais ce restaurant ?
آیا این رستوران را می شناسید؟
pouvoirفعل

می تواند / توانستن

Vous pouvez répéter, s'il vous plaît ?
میشه تکرار کنید لطفا
vouloirفعل

خواستن

Je veux apprendre le français rapidement.
من می خواهم زبان فرانسه را سریع یاد بگیرم.
devoirفعل

باید / باید

Je dois partir avant midi.
من باید قبل از ظهر بروم.
prendreفعل

گرفتن

Je prends le bus le matin.
صبح سوار اتوبوس می شوم.
donnerفعل

دادن

Donne-moi ton adresse.
آدرست را بده
mettreفعل

پوشیدن (پوشیدن)

Mets ton manteau, il fait froid.
کتت را بپوش، سرد است.
direفعل

گفتن / گفتن

Comment dit-on « hello » en français ?
چگونه به فرانسوی "سلام" می گویید؟
parlerفعل

صحبت کردن

Elle parle quatre langues.
او به چهار زبان صحبت می کند.
écouterفعل

برای گوش دادن

J'écoute la radio en cuisinant.
هنگام آشپزی به رادیو گوش می دهم.
entendreفعل

برای شنیدن

Je n'entends rien avec ce bruit.
با این صدا چیزی نمی شنوم.
regarderفعل

تماشا کردن / نگاه کردن

On regarde un film ce soir ?
امشب فیلم ببینیم؟
lireفعل

برای خواندن

Elle lit le journal au petit-déjeuner.
او هنگام صبحانه روزنامه می خواند.
écrireفعل

برای نوشتن

J'écris un message à mon ami.
من برای دوستم پیام می نویسم.
mangerفعل

برای خوردن

On mange ensemble à midi ?
ظهر با هم غذا بخوریم؟
boireفعل

برای نوشیدن

Buvez beaucoup d'eau en été.
در تابستان آب زیادی بنوشید.
habiterفعل

زندگی کردن (جایی)

J'habite à Paris depuis six mois.
من شش ماه است که در پاریس زندگی می کنم.
travaillerفعل

برای کار کردن

Il travaille dans une banque.
او در یک بانک کار می کند.
chercherفعل

به دنبال

Je cherche la station de métro.
من دنبال ایستگاه مترو هستم.
trouverفعل

برای پیدا کردن

J'ai trouvé un bel appartement.
یک آپارتمان خوب پیدا کردم
penserفعل

فکر کردن

Qu'est-ce que tu en penses ?
نظر شما در مورد آن چیست؟
croireفعل

باور کردن

Je crois qu'il va pleuvoir.
فکر کنم داره بارون میاد
comprendreفعل

برای فهمیدن

Maintenant je comprends mieux.
حالا بهتر متوجه شدم.
demanderفعل

پرسیدن

Demande le prix au vendeur.
قیمت را از فروشنده بخواهید.
répondreفعل

برای پاسخ دادن

Il ne répond pas au téléphone.
او تلفن را جواب نمی دهد.
aiderفعل

برای کمک کردن

Vous pouvez m'aider, s'il vous plaît ?
میشه کمکم کنید لطفا
commencerفعل

برای شروع

Le film commence à vingt heures.
فیلم ساعت 20 شروع می شود.
finirفعل

به پایان رساندن

Je finis le travail à dix-huit heures.
ساعت 18 کارم تموم میشه
ouvrirفعل

برای باز کردن

La boulangerie ouvre à sept heures.
ساعت هفت نانوایی باز می شود.
fermerفعل

برای بستن

Ferme la fenêtre, s'il te plaît.
پنجره را ببند لطفا
sortirفعل

بیرون رفتن

On sort ce soir ?
امشب میریم بیرون؟
entrerفعل

وارد شدن

Entrez, la porte est ouverte.
بیا داخل، در باز است.
resterفعل

برای ماندن

Je reste à la maison ce week-end.
من این آخر هفته در خانه می مانم.
rentrerفعل

برای رفتن به خانه

Je rentre vers dix-neuf heures.
حوالی ساعت 7 عصر به خانه می رسم.
acheterفعل

برای خرید

On achète du pain en rentrant ?
آیا در راه خانه نان بخریم؟
attendreفعل

منتظر ماندن

J'attends le bus depuis dix minutes.
ده دقیقه است که منتظر اتوبوس هستم.
oublierفعل

فراموش کردن

N'oublie pas tes clés !
کلیدهای خود را فراموش نکنید!
se souvenirفعل

برای یادآوری

Tu te souviens de notre premier voyage ?
اولین سفر ما را به خاطر دارید؟
essayerفعل

امتحان کردن

J'essaie de parler français chaque jour.
سعی می کنم هر روز فرانسوی صحبت کنم.
choisirفعل

برای انتخاب

Choisis un dessert sur la carte.
یک دسر را از منو انتخاب کنید.
envoyerفعل

برای ارسال

J'envoie la lettre demain.
فردا نامه را می فرستم.
recevoirفعل

برای دریافت

J'ai reçu ton message, merci.
پیام شما را دریافت کردم، ممنون
appelerفعل

تماس بگیرید

Appelle-moi quand tu arrives.
وقتی رسیدی با من تماس بگیر

منابع