پرش کنید
Nirecol
عقاید و جامعه
جعبه ابزار تمرین

عقاید و جامعه

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

32کلمات

B1

عقاید و جامعه

32 کلمات
l'avisاسم مذکر (nm)

نظر

À mon avis, ce film est excellent.
به نظر من این فیلم عالیه
penser queاصطلاح

به این فکر کنم

Je pense que tu as raison.
فکر می کنم حق با شماست.
avoir raisonاصطلاح

درست بودن

Tu avais raison pour le restaurant.
در مورد رستوران حق با شما بود.
avoir tortاصطلاح

اشتباه کردن

J'avais tort de m'inquiéter.
اشتباه کردم نگران شدم
être d'accordاصطلاح

موافقت کردن

Je suis d'accord avec toi.
من با شما موافقم.
le débatاسم مذکر (nm)

مناظره

Le débat a duré deux heures.
این مناظره دو ساعت به طول انجامید.
la sociétéاسم مؤنث (nf)

جامعه / شرکت

La société évolue rapidement.
جامعه به سرعت در حال تغییر است.
le gouvernementاسم مذکر (nm)

دولت

Le gouvernement annonce une réforme.
دولت اصلاحات را اعلام می کند.
la loiاسم مؤنث (nf)

قانون

La nouvelle loi entre en vigueur en janvier.
قانون جدید از ژانویه اجرایی می شود.
le droitاسم مذکر (nm)

حق / قانون (رشته)

Chacun a le droit de s'exprimer.
هر کس حق دارد خود را ابراز کند.
voterفعل

رای دادن

Les Français votent le dimanche.
فرانسوی ها یکشنبه ها رای می دهند.
l'électionاسم مؤنث (nf)

انتخابات

Les élections ont lieu en avril.
انتخابات در ماه آوریل برگزار می شود.
les informations / les infosاسم (جمع)

اخبار

Je regarde les infos à vingt heures.
من ساعت 8 شب اخبار را تماشا می کنم.
le journalاسم مذکر (nm)

روزنامه

Il lit le journal tous les matins.
او هر روز صبح روزنامه می خواند.
la presseاسم مؤنث (nf)

مطبوعات

La presse parle beaucoup de ce sujet.
مطبوعات در مورد این موضوع بسیار صحبت می کنند.
le journaliste / la journalisteاسم مذکر (nm)

روزنامه نگار

La journaliste pose une question directe.
روزنامه نگار یک سوال مستقیم می پرسد.
l'environnementاسم مذکر (nm)

محیط زیست

Protéger l'environnement est urgent.
حفاظت از محیط زیست ضروری است.
le climatاسم مذکر (nm)

آب و هوا

Le climat change partout dans le monde.
آب و هوا در سراسر جهان در حال تغییر است.
la pollutionاسم مؤنث (nf)

آلودگی

La pollution baisse dans le centre-ville.
آلودگی در مرکز شهر در حال کاهش است.
recyclerفعل

برای بازیافت

On recycle le verre et le papier.
ما شیشه و کاغذ را بازیافت می کنیم.
la grèveاسم مؤنث (nf)

اعتصاب

Il y a une grève des transports demain.
فردا اعتصاب حمل و نقل است.
la manifestationاسم مؤنث (nf)

تظاهرات / اعتراض

Une manifestation traverse le boulevard.
تظاهراتی در حال عبور از بلوار است.
l'égalitéاسم مؤنث (nf)

برابری

Liberté, égalité, fraternité.
آزادی، برابری، برادری.
la libertéاسم مؤنث (nf)

آزادی

La liberté de la presse est essentielle.
آزادی مطبوعات ضروری است.
la cultureاسم مؤنث (nf)

فرهنگ

La culture française est riche et variée.
فرهنگ فرانسه غنی و متنوع است.
l'économieاسم مؤنث (nf)

اقتصاد

L'économie repart doucement.
اقتصاد به آرامی در حال رشد است.
le chômageاسم مذکر (nm)

بیکاری

Le chômage baisse depuis un an.
یک سال است که بیکاری کاهش یافته است.
les impôtsاسم (جمع)

مالیات ها

On déclare les impôts en mai.
ما مالیات را در ماه مه ثبت می کنیم.
la réunion publiqueاسم مؤنث (nf)

جلسه عمومی

La mairie organise une réunion publique.
شهرداری در حال برگزاری یک جلسه عمومی است.
discuterفعل

بحث کردن

On discute de ce sujet au dîner.
ما این موضوع را در شام بحث می کنیم.
convaincreفعل

برای متقاعد کردن

Il m'a convaincu de venir.
او مرا متقاعد کرد که بیایم.
changerفعل

برای تغییر

Les habitudes changent lentement.
عادت ها به آرامی تغییر می کنند.

منابع