پرش کنید
Nirecol
کافه و رستوران
جعبه ابزار تمرین

کافه و رستوران

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

30کلمات

A1

کافه و رستوران

30 کلمات
le restaurantاسم مذکر (nm)

رستوران

Ce restaurant est complet ce soir.
این رستوران امشب پر است.
la carteاسم مؤنث (nf)

فهرست غذا

La carte, s'il vous plaît.
منو لطفا
le menuاسم مذکر (nm)

منوی ثابت

Le menu du jour est à quinze euros.
منوی تنظیم شده روز پانزده یورو است.
l'entréeاسم مؤنث (nf)

پیش‌غذا

En entrée, je prends la soupe.
به عنوان پیش غذا، سوپ را می خورم.
le platاسم مذکر (nm)

ظرف / غذای اصلی

Quel est le plat du jour ?
غذای روز چیست؟
le dessertاسم مذکر (nm)

دسر

Comme dessert, une crème brûlée.
برای دسر، یک کرم بروله.
le serveur / la serveuseاسم مذکر (nm)

پیشخدمت / پیشخدمت

Le serveur apporte les boissons.
گارسون نوشیدنی ها را می آورد.
l'additionاسم مؤنث (nf)

صورت حساب

L'addition, s'il vous plaît !
صورت حساب، لطفا!
le pourboireاسم مذکر (nm)

انعام

Le service est compris, le pourboire est libre.
خدمات گنجانده شده است. انعام اختیاری است
réserverفعل

برای رزرو / رزرو

Je voudrais réserver une table pour deux.
من می خواهم یک میز دو نفره رزرو کنم.
commanderفعل

برای سفارش

Vous êtes prêts à commander ?
آیا برای سفارش آماده هستید؟
je voudraisاصطلاح

من می خواهم

Je voudrais un café allongé.
من یک قهوه طولانی می خواهم.
sur placeاصطلاح

برای اینجا

Sur place ou à emporter ?
برای اینجا یا برای برداشتن؟
à emporterاصطلاح

بیرون‌بر

Deux sandwichs à emporter, s'il vous plaît.
لطفاً دو ساندویچ بردارید.
le verreاسم مذکر (nm)

لیوان

Un verre de vin blanc.
یک لیوان شراب سفید
la bouteilleاسم مؤنث (nf)

بطری

Une bouteille d'eau gazeuse.
یک بطری آب گازدار.
la tasseاسم مؤنث (nf)

فنجان

Une tasse de thé bien chaude.
یک فنجان چای داغ خوب
l'assietteاسم مؤنث (nf)

بشقاب

L'assiette de fromages est généreuse.
بشقاب پنیر سخاوتمندانه است.
la fourchetteاسم مؤنث (nf)

چنگال

Il manque une fourchette sur la table.
یک چنگال روی میز گم شده است.
le couteauاسم مذکر (nm)

چاقو

Ce couteau ne coupe pas bien.
این چاقو خوب بریده نمی شود.
la cuillèreاسم مؤنث (nf)

قاشق

Une petite cuillère pour le café.
یک قاشق چای خوری برای قهوه
la servietteاسم مؤنث (nf)

دستمال / حوله

Voici votre serviette, monsieur.
این دستمال شماست قربان.
végétarien / végétarienneصفت

گیاهخواری

Vous avez des plats végétariens ?
آیا غذاهای گیاهی دارید؟
la terrasseاسم مؤنث (nf)

تراس / نشستن در فضای باز

On s'installe en terrasse ?
بیرون بشینیم؟
la boulangerieاسم مؤنث (nf)

نانوایی

La boulangerie ouvre à sept heures.
ساعت هفت نانوایی باز می شود.
la pâtisserieاسم مؤنث (nf)

شیرینی فروشی / قنادی

Cette pâtisserie fait des éclairs incroyables.
این شیرینی فروشی اکلرهای باورنکردنی می سازد.
bien cuitاصطلاح

کاملاً پخته (گوشت)

Le steak, bien cuit, s'il vous plaît.
استیک خوب درست شده لطفا
à pointاصطلاح

متوسط (آشپزی)

Pour moi, la viande à point.
برای من، محیط گوشت.
goûterفعل

چشیدن

Vous voulez goûter le vin ?
آیا دوست دارید شراب را بچشید؟
c'était délicieuxاصطلاح

خوشمزه بود

Merci, c'était délicieux !
ممنون، خوشمزه بود!

منابع