پرش کنید
Nirecol
اوقات فراغت و فرهنگ
جعبه ابزار تمرین

اوقات فراغت و فرهنگ

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

32کلمات

A2

اوقات فراغت و فرهنگ

32 کلمات
le loisirاسم مذکر (nm)

اوقات فراغت / سرگرمی

Quels sont vos loisirs ?
سرگرمی های شما چیست؟
le sportاسم مذکر (nm)

ورزش

Je fais du sport deux fois par semaine.
هفته ای دوبار ورزش می کنم.
le footballاسم مذکر (nm)

فوتبال

Le match de football est ce soir.
مسابقه فوتبال امشب است.
la natationاسم مؤنث (nf)

شنا کردن

La natation est excellente pour le dos.
شنا برای کمر بسیار عالی است.
la courseاسم مؤنث (nf)

دویدن / مسابقه

Il fait de la course à pied le matin.
صبح می دود.
la randonnéeاسم مؤنث (nf)

پیاده روی

Une randonnée de trois heures en montagne.
پیاده روی سه ساعته در کوهستان.
le cinémaاسم مذکر (nm)

سینما

On va au cinéma ce soir ?
امشب بریم سینما؟
le filmاسم مذکر (nm)

فیلم / فیلم

Ce film a gagné un prix à Cannes.
این فیلم برنده جایزه جشنواره کن شد.
la musiqueاسم مؤنث (nf)

موسیقی

J'écoute de la musique en travaillant.
هنگام کار به موسیقی گوش می دهم.
la chansonاسم مؤنث (nf)

آهنگ

Cette chanson passe partout à la radio.
این آهنگ در سراسر رادیو پخش می شود.
le concertاسم مذکر (nm)

کنسرت

Les billets de concert sont déjà vendus.
بلیت های کنسرت از قبل فروخته شده است.
le théâtreاسم مذکر (nm)

تئاتر

On joue Molière au théâtre municipal.
آنها مولیر را در تئاتر شهرداری اجرا می کنند.
le livreاسم مذکر (nm)

کتاب

Je lis un livre par mois.
ماهی یک کتاب می خوانم.
le romanاسم مذکر (nm)

رمان

Ce roman est traduit en vingt langues.
این رمان به بیست زبان ترجمه شده است.
la lectureاسم مؤنث (nf)

خواندن

La lecture me détend le soir.
خواندن در عصر به من آرامش می دهد.
la peintureاسم مؤنث (nf)

نقاشی

Elle fait de la peinture le week-end.
او در آخر هفته نقاشی می کند.
la photoاسم مؤنث (nf)

عکس / عکاسی

Il fait de très belles photos.
او عکس های بسیار زیبایی می گیرد.
le jeuاسم مذکر (nm)

بازی

On fait un jeu de société ?
یک بازی تخته ای بازی کنیم؟
la fêteاسم مؤنث (nf)

مهمانی / جشن

On organise une fête pour son anniversaire.
برای تولدش جشنی ترتیب می دهیم.
l'anniversaireاسم مذکر (nm)

تولد

Joyeux anniversaire !
تولدت مبارک!
le cadeauاسم مذکر (nm)

هدیه

Merci pour ce joli cadeau.
ممنون از این هدیه زیبا
inviterفعل

دعوت کردن

Ils nous invitent à dîner samedi.
آنها ما را برای شام روز شنبه دعوت می کنند.
danserفعل

برای رقصیدن

On a dansé toute la nuit.
تمام شب رقصیدیم.
chanterفعل

برای آواز خواندن

Elle chante dans une chorale.
او در یک گروه کر می خواند.
jouerفعل

بازی کردن

Il joue de la guitare et du piano.
او گیتار و پیانو می نوازد.
gagnerفعل

برنده شدن / کسب درآمد

Notre équipe a gagné le match.
تیم ما در این مسابقه پیروز شد.
perdreفعل

از دست دادن

On a perdu deux à un.
دو بر یک باختیم.
se promenerفعل

برای پیاده روی رفتن

On se promène le long de la Seine.
در امتداد رود سن قدم می زنیم.
se reposerفعل

برای استراحت

Repose-toi bien ce week-end.
این آخر هفته استراحت خوبی داشته باشید.
le billet (de spectacle)اسم مذکر (nm)

بلیط (نمایش)

Les billets sont à vingt euros.
بلیط بیست یورو است.
l'expositionاسم مؤنث (nf)

نمایشگاه

Une exposition sur Monet à Orsay.
نمایشگاه مونه در موزه اورسی.
la piscineاسم مؤنث (nf)

استخر شنا

La piscine municipale est fermée le lundi.
استخر شهرداری روزهای دوشنبه تعطیل است.

منابع