پرش کنید
Nirecol
بدن و سلامت
جعبه ابزار تمرین

بدن و سلامت

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

40کلمات

A2

بدن و سلامت

40 کلمات
la têteاسم مؤنث (nf)

سر

J'ai mal à la tête.
من سردرد دارم
les yeuxاسم (جمع)

چشم

Elle a les yeux verts.
چشمای سبز داره
le nezاسم مذکر (nm)

بینی

J'ai le nez qui coule.
من آبریزش بینی دارم
la boucheاسم مؤنث (nf)

دهان

Ouvrez la bouche, dit le dentiste.
دندانپزشک می گوید دهانت را باز کن.
l'oreilleاسم مؤنث (nf)

گوش

J'ai mal à l'oreille droite.
گوش راستم درد میکنه
la dentاسم مؤنث (nf)

دندان

Brosse-toi les dents avant de dormir.
قبل از خواب دندان های خود را مسواک بزنید.
la gorgeاسم مؤنث (nf)

گلو

J'ai mal à la gorge depuis hier.
از دیروز گلویم درد می کند.
le dosاسم مذکر (nm)

برگشت

Il a mal au dos à cause du bureau.
کمرش به خاطر کار روی میز درد می کند.
le ventreاسم مذکر (nm)

معده / شکم

L'enfant a mal au ventre.
کودک معده درد دارد.
le brasاسم مذکر (nm)

بازو

Il s'est cassé le bras au ski.
هنگام اسکی دستش شکست.
la mainاسم مؤنث (nf)

دست

Lavez-vous les mains avant de manger.
قبل از غذا دستان خود را بشویید.
la jambeاسم مؤنث (nf)

پا

J'ai les jambes lourdes après la marche.
بعد از پیاده روی پاهایم سنگین می شوند.
le piedاسم مذکر (nm)

پا

Ces chaussures me font mal aux pieds.
این کفش ها به پاهای من آسیب می زند.
le cœurاسم مذکر (nm)

قلب

Le sport est bon pour le cœur.
ورزش برای قلب مفید است.
la santéاسم مؤنث (nf)

سلامتی

Fumer est mauvais pour la santé.
سیگار برای سلامتی مضر است.
maladeصفت

بیمار / بیمار

Je suis malade, je reste à la maison.
من مریض هستم، در خانه می مانم.
la maladieاسم مؤنث (nf)

بیماری

La grippe est une maladie contagieuse.
آنفولانزا یک بیماری مسری است.
la fièvreاسم مؤنث (nf)

تب

Elle a trente-neuf de fièvre.
تب سی و نه درجه دارد.
le rhumeاسم مذکر (nm)

سرماخوردگی (بیماری)

J'ai attrapé un rhume.
سرما خورده ام
la grippeاسم مؤنث (nf)

آنفولانزا

Il est au lit avec la grippe.
او با آنفولانزا در رختخواب است.
la touxاسم مؤنث (nf)

سرفه

Un sirop contre la toux.
شربتی برای سرفه
la douleurاسم مؤنث (nf)

درد

La douleur est moins forte ce matin.
درد امروز صبح ضعیف تر است.
avoir mal àاصطلاح

برای داشتن درد

J'ai mal à la tête depuis ce matin.
از امروز صبح سردرد دارم.
le médecinاسم مذکر (nm)

دکتر

Prenez rendez-vous chez le médecin.
یک قرار ملاقات با دکتر بگیرید.
le dentisteاسم مذکر (nm)

دندانپزشک

Je vais chez le dentiste jeudi.
من پنجشنبه میرم دندانپزشک
l'infirmier / l'infirmièreاسم مذکر (nm)

پرستار

L'infirmière prend ma tension.
پرستار فشار خونم را می گیرد.
l'ordonnanceاسم مؤنث (nf)

نسخه

Ce médicament est délivré sur ordonnance.
این دارو نیاز به نسخه دارد.
le médicamentاسم مذکر (nm)

دارو

Prenez ce médicament deux fois par jour.
این دارو را دو بار در روز مصرف کنید.
le compriméاسم مذکر (nm)

قرص / قرص

Un comprimé matin et soir.
یک قرص صبح و عصر.
la pommadeاسم مؤنث (nf)

پماد

Appliquez la pommade sur la blessure.
پماد را روی زخم بمالید.
la blessureاسم مؤنث (nf)

جراحت / زخم

La blessure guérit bien.
زخم به خوبی خوب می شود.
les urgencesاسم (جمع)

اتاق اورژانس

Allez aux urgences immédiatement.
بلافاصله به اورژانس مراجعه کنید.
la mutuelleاسم مؤنث (nf)

بیمه درمانی تکمیلی

La mutuelle rembourse le reste.
بیمه تکمیلی مابقی را جبران می کند.
la carte Vitaleاسم مؤنث (nf)

کارت بیمه سلامت فرانسه

Présentez votre carte Vitale à la pharmacie.
کارت Vitale خود را در داروخانه نشان دهید.
se sentirفعل

احساس کردن

Je me sens beaucoup mieux.
احساس خیلی بهتری دارم.
guérirفعل

شفا دادن / بهبود یافتن

Il a guéri en une semaine.
او در یک هفته بهبود یافت.
tousserفعل

سرفه کردن

Il tousse beaucoup la nuit.
شب ها زیاد سرفه می کند.
dormirفعل

برای خوابیدن

Dormez au moins sept heures.
حداقل هفت ساعت بخوابید.
fatigué / fatiguéeصفت

خسته

Je suis fatigué après cette longue semaine.
بعد از این هفته طولانی خسته شدم.
en formeاصطلاح

در حالت خوب

Après les vacances, je suis en pleine forme.
بعد از تعطیلات در شرایط خوبی هستم.

منابع