پرش کنید
Nirecol
حروف ربط و قیدها
جعبه ابزار تمرین

حروف ربط و قیدها

بسته‌های کلمه‌ای مضمون با جنسیت، مثال‌ها و صدا - آنها را با فلش کارت و آزمون‌ها تمرین کنید.

40کلمات

B1

حروف ربط و قیدها

40 کلمات
etحرف ربط

و

Un café et un croissant.
یک قهوه و یک کروسان.
ouحرف ربط

یا

Thé ou café ?
چای یا قهوه؟
maisحرف ربط

اما

C'est cher, mais c'est très bon.
گرونه ولی خیلی خوبه
doncحرف ربط

بنابراین / بنابراین

Il pleut, donc on reste ici.
باران می بارد، پس ما اینجا می مانیم.
carحرف ربط

زیرا / برای

Je rentre, car il est tard.
من میرم خونه چون دیره
alorsقید

سپس / بنابراین

Alors, on commence ?
خب، شروع کنیم؟
d'abordقید

اول

D'abord, on visite le musée.
ابتدا از موزه بازدید می کنیم.
ensuiteقید

سپس / بعدی

Ensuite, on déjeune au bord de l'eau.
بعد ناهار را کنار آب می خوریم.
enfinقید

در نهایت

Enfin, on rentre en train.
بالاخره با قطار به خانه می رویم.
puisقید

سپس

Tournez à droite, puis continuez tout droit.
به راست بپیچید، سپس مستقیم به راه خود ادامه دهید.
pendantحرف اضافه

در طول

Pendant la semaine, je me lève tôt.
در طول هفته، من زود بیدار می شوم.
depuisحرف اضافه

از زمانی که / برای

J'habite ici depuis 2024.
من از سال 2024 اینجا زندگی می کنم.
avantحرف اضافه

قبل از

Appelle-moi avant midi.
قبل از ظهر به من زنگ بزن
aprèsحرف اضافه

بعد از

On se voit après le travail.
بعد از کار همدیگر را خواهیم دید.
cependantقید

با این حال

Le projet est bon ; cependant, il coûte cher.
پروژه خوب است؛ با این حال، پرهزینه است.
pourtantقید

با این حال / با این حال

Il est fatigué, pourtant il continue.
او خسته است، با این حال به راه خود ادامه می دهد.
quand mêmeاصطلاح

هنوز / به هر حال

Il pleut, mais on sort quand même.
باران می بارد، اما ما به هر حال بیرون می رویم.
en faitاصطلاح

در واقع

En fait, je préfère rester ici.
در واقع ترجیح می دهم اینجا بمانم.
d'ailleursاصطلاح

علاوه بر این / به هر حال

D'ailleurs, il connaît bien Paris.
علاوه بر این، او پاریس را به خوبی می شناسد.
par exempleاصطلاح

به عنوان مثال

Goûtez les spécialités, par exemple le cassoulet.
غذاهای مخصوص را امتحان کنید، به عنوان مثال کاسوله.
c'est-à-direاصطلاح

یعنی می گویند

Il est bilingue, c'est-à-dire qu'il parle deux langues.
او دو زبانه است، یعنی دو زبان صحبت می کند.
grâce àحرف اضافه

با تشکر از

J'ai trouvé ce travail grâce à un ami.
من این کار را به لطف یکی از دوستان پیدا کردم.
à cause deحرف اضافه

به دلیل (منفی)

Le train est en retard à cause de la neige.
قطار به خاطر برف دیر کرد.
malgréحرف اضافه

با وجود

Malgré la pluie, la fête continue.
با وجود باران، مهمانی ادامه دارد.
saufحرف اضافه

جز

Ouvert tous les jours sauf le lundi.
همه روزه به جز دوشنبه باز است.
environقید

حدود / تقریبا

Le trajet dure environ une heure.
سفر حدود یک ساعت طول می کشد.
presqueقید

تقریبا

J'ai presque fini.
من تقریبا تمام کردم.
déjàقید

در حال حاضر

Tu as déjà mangé ?
آیا قبلاً خورده اید؟
encoreقید

هنوز / دوباره

Il pleut encore.
هنوز هم باران می بارد.
bientôtقید

به زودی

Le printemps arrive bientôt.
بهار به زودی فرا می رسد.
vraimentقید

واقعا

C'est vraiment gentil, merci.
واقعا مهربان است، ممنون
peuقید

کم / کم

Il parle peu, mais il écoute bien.
او کم صحبت می کند، اما خوب گوش می دهد.
beaucoupقید

زیاد

Merci beaucoup pour tout.
بابت همه چیز خیلی ممنونم
tropقید

خیلی زیاد

C'est trop salé pour moi.
برای من خیلی شور است.
assezقید

به اندازه کافی / کاملا

C'est assez loin d'ici.
از اینجا کاملاً دور است.
ensembleقید

با هم

On travaille ensemble sur ce projet.
ما با هم روی این پروژه کار می کنیم.
iciقید

اینجا

Asseyez-vous ici.
اینجا بشین
là-basقید

اونجا

La gare est là-bas, après le pont.
ایستگاه آنجاست، از روی پل می گذرد.
partoutقید

همه جا

Il y a des vélos partout dans la ville.
در همه جای شهر دوچرخه وجود دارد.
peut-être queاصطلاح

شاید (+ بند)

Peut-être qu'il viendra demain.
شاید فردا بیاید.

منابع